امروز : یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶
تاریخ : ۱۳۹۶/۱۱/۰۱ - ۱۴:۴۷ ذخیره فایل ارسال به دوستان

هشدار واعلان خطر / حقیقت فرا ماسون یا ((فراموشخانه))

جوان فردا : سپس بگردنم لنگی بستند و همان مرد چنین گفت : الان بدرجه ای هیجدهم نائل آمدی و اسم این درجه ؛صلیب گلی؛ است و بعداً به درجه سی و سه بالاخره در صف شیوخ و بزرگان قرار گرفتم و بااینکه مقام و مرتبت من بلند و شایان توجه بود با اینهمه نه من بلکه رئیس محفل هم رئیس کل را نمی شناختم و نمیدانستم که مصدر عالی اوامر که بشکل غامضی برما میرسد کیست

هشدار واعلان خطر

حقیقت فرا ماسون یا ((فراموشخانه))

نویسنده: ر _ میابی

کارشناس ارشد حقوق عمومی

هشدار واعلان خطر

حقیقت فرا ماسون یا ((فراموشخانه))

استعمار شمشیر برهنه دیگری را از نوع جدید بدست گرفت تا آنرا در سینه اسلام فرو برد
در میان آنچه از رشحات فکری یهود خرابکار (دشمن انسانیت) بشمار می رود خطرناکتر از همه قدمی است که یهود برداشته و رجال استعمار نیز در این قدم او را یاری کرده اند ، و آن بوجود آوردن جمعیت فراماسونی نابود کننده است.
جمعیت فرماسونی یک جمعیت سرّی است که هدفهای خطرناکی در بر داشته است .
ولی باید گفت جمعیت فرماسونی در زمانهای اخیر خود را با راههای مختلف آشکار وعلنی ساخته و هدفها و شعائر تازه ای را پایه گزاری می کند که هیچگونه ارتباطی با موجودیتش ندارد.
جمعیت مزبود باقتضای سرّی بودنش یک جمعیت مخفی بود که فعالیت خود را در اجتماع پنهانی انجام میداد و قیافه واقعی خود را در پشت پرده مخفی می کرد .ولی بعداز آنکه آثار سیاسی و اجتماعی خطرناکش در اجتماعات ظاهر گشت و آشکار بعضی از اصول با ارزش و عادات موروثی را تهدید نمود وپس از آنکه هوادارنش افزایش یافت وافراد با حرارتی پیدا شدند و بروشهای آن گردن نهادند و بالاخره محافل آن در شرق اسلامی بطرز ترس آوری رو بفزونی گذاشت و بزرگان و سر شناسان ! کاملا بر آن گرویدند آنوقت مصیبت بزرگتر و خطر بیشتری گردید .
فراماسون و (ماسونی ) لفظی است که از دو کلمه فرانسوی ترکیب یافته (فرانک ) بمعنای آزاد و (ماسون ) بمعنای سازمان دهنده که مرکباً بمعنای (( جمعیت سازمان دهندگان آزاد)) می باشد.
باید گفت که آنان ((ویران کنندگان اشرار)) هستند .
مورخین در اصل و پیدایش آن اختلاف کرده اند ولی همه آنان در اینکه از قدیم آن یک جمعیت سری و ترسوئی بوده و دارای شعارهای شگفت انگیزی می باشد اتفاق دارند .
عده ای از مورخین قائلند که این جمعیت از معبد سلیمان بوجود آمده است وبعضی دیگر آنرا وابسته به فراعنه و عده ای هم به یونان و هند وایران نسبت داده اند . ولی همگی در این نظریه متفقند که این جمعیت وابسته به یهود بوده ودارای شعائر و نشانهای یهود می باشد . دستهای مرموزی که آنرا به حدکت در می آورند همان دستهای یهود است که با تحریک آن می کوشد پایه ادیان آسمانی را متزلزل سازد (بدیهی است که باستثنای دین یهود ) و علت اختلاف مورخین در پیدایش فراماسونی خود طبیعت این جمعیت و سری بودن آن است . زیرا مسئله پیدایش آنرا سرّی بودن آن است زیرا مسئله پیدایش آنرا سرّی بودن آن مشکل کرده است که چگونه با پنهانی همه جانبه ای احاطه شده است .
لکن جمعیت مزبور اخیرا شناخته شده و با وضع افتضاح آمیزی پرده از روی اسرار آن بر داشته شده است ،کسانی پرده را از روی اسرار آن برداشتند که مدتی داخل همین جمعیت بوده اند و سپس از میان جمعیت خارج شده و به آن که همگی از یهود واستعمار گرانند لعن می کنند .
نویسنده مجاهد ومسلمان تُرک ((استاد جواد رعفت آتلخان)) که خداوند اگر در حی است عمرش را طولانی واز از دنیا رفته روحش را شاد کند وبرایش جزای خیر دهد در کتاب خود (اسرار فراماسونی) چنین می نویسد (جمعیت نیروی سرّی) در جمعیت (سازمان دهندگان آزاد ) یعنی فراماسونی وارد گردید و آنرا مرکب خود قرار داد و نفوذ آنرا بر گردانید ملک اسرائیل نردبانی کرد. همیشه یهود بین المللی در کمین گاهها ، فراما سونی واستادن ورزیده را در محافلی فراماسونی تحریک نموده واز آنان پشتیبانی می نماید ودر واقع محافل واستادان بزرگ فراماسونی همان نیروها و جمعیت های سرّی وابسته به یهود است ، واین همکاری آشکار که میان فراموسونرهای جهان ویهود مشاهده میشود .
ازنظرمحققین مربوط باین است که ((در صفوف پیشین فراموسونرها اغلب یهودیان قرار داشته اند )).
استاد (عوض الخوری ) در کتاب خود (تبدید الظّلام) از اولین جلسه تاسیسی این جمعیت خرابکار سخن می گوید واضافه می کند که رئیس جمعیت مزبور در ؟آن جلسه رشته سخن را بدست گرفته و اظهار کرد((هدف از جمعیت ما زنده کردن جهان یهود و مالیدن تعلیمات مسیحی است)) سپس یکی از سران و موسسین مجرم جمعیت چنین گفت .
((برای این جمعیت است که قیام کند ولو با قتل و مشتار و ارتکاب هر نامشروعی در راه حفظ عظمت و بزرگداشت دیانت یهود به نهضت خود ادامه دهد و بکوشد که این را از نُه نفر تجاوز نکند)) واین نه نفر آنهائی هستند که تشکل اتحاد یهود بین المللی را به عهده گرفته اند آنها هستند که اساس و پایه فساد و بی دینی والحاد را ستون بندی کرده و اسرائیل مجرم را پایه گذاری می نمایند .
این جمعیت شعارهای شگفت انگیز و مخوفی دارد که در هیکل بزرگ انسان مرده ای خود؟ آرائی می کند .
اکنون طرز و نحوه انتساب باین جمعیت خرابکار را آنطور که استاد عوض الخوری در کتاب فوق الذکر خود شرح داده است برای خوانندگان عزیز نقل می کنم .
وی می گوید ((…یکی از آنان بنام ؛جوناس یصف؛ چگونگی انتساب و ورود خود را به محافل فرماسونی بقرار ذیل شرح می دهد)).
(… و قبل از آنکه داخل محفل شوم چشم خودرا بستم و مرابه یک اتاق برند ودر آنجا دستمال را از چشمم برداشتم و نور کمرنگی را مشاهده نمودم ودر این هنگام شخصی که عهده دار اجرای مقررات بود رو بطرف من نمود وگفت در اینجا منتظر باش و ابداًدر باره انسان و ابدیت فکر مکن ودر حالیکه بسوی یک مجسمه بزرگ انسان اشاره می کرد گفت: واین مجسمه انسانیت است : و سپس برگشت و گفت آیا آماده شروط هستی؟ و بعد پولی را که داشتم از من گرفت و بیرون رفت و شخص دیگری وارد شد ((و شلوارم)) را از پای چپم تا به زانو بالاکشید و سپس این کار را در دست راستم نیز انجام داد ولباس را از گردن وسینه ام کنارزد و طنابی برگردنم بسته وبعداز بستن چشمم مقداری کشان کشان را برد و حس می کردم که شمشیر عریانی از گردنم آویزان است .
در این هنگام رئیس رو بمن کرد و چنین گفت
چه حسی میکنی؟
گفتم : مثل اینکه شمشیری است
گفت : بدان که اگر نتوانی لین راز را نگهداری در این صورت این شمشیر زندگی تو را تهدید می کند.
سپس همین جوناس در باره توصیف اینگونه شعائر شگفت انگیز سخن گفته تا میرسد باینکه ((… و بعد از آن چشمم را باز کردند و طناب را از گردنم برداشتند و سپس آتشی افروختند که نورش چشمم را خیره کرد و آنوقت همه رادیدم که شمشیرهایشان را از غلاف در آورده اند و در بالای سرم نگهداشته و سر نیزها را در روی سینه ام قرار داده اند)).
سپس بگردنم لنگی بستند و همان مرد چنین گفت : الان بدرجه ای هیجدهم نائل آمدی و اسم این درجه ؛صلیب گلی؛ است و بعداً به درجه سی و سه بالاخره در صف شیوخ و بزرگان قرار گرفتم و بااینکه مقام و مرتبت من بلند و شایان توجه بود با اینهمه نه من بلکه رئیس محفل هم رئیس کل را نمی شناختم و نمیدانستم که مصدر عالی اوامر که بشکل غامضی برما میرسد کیست

ارسال دیدگاه