امروز : دوشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۷
تاریخ : ۱۳۹۷/۱۱/۰۸ - ۶:۳۵ ذخیره فایل ارسال به دوستان

راهبردهای امام خمینی(ره) در دفاع از انقلاب اسلامی

امام خمینی(ره) جهت دفاع و پاسداری از این شجره طیبه، با اتخاذ سیاست های راهبردی مبتنی بر اسلام ناب و سیره پیامبر اعظم(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام، توانست ضمن بیمه کردن انقلاب، دشمنان انقلاب اسلامی بویژه شیطان بزرگ را به چالش بکشد و تا آنجا پیش رود که استکبار جهانی علی رغم قدرت خیره کننده مادی اش به عجز و لابه بیفتد و سنگرهای اشغال کرده را رها کند.

سرآغاز:
انقلاب اسلامی، عطیه الهی است که خداوند بزرگ پس از چهارده قرن غربت اسلام ناب محمدی(ص)، در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ شمسی به ملّت بزرگوار ایران هدیه کرد.

معمار بزرگ و سکان دار این کشتی، امام خمینی(ره) با مجاهدت های خستگی ناپذیر، آن را از میان امواج سهمگین حوادث و توطئه ها به ساحل پیروزی هدایت کرد. لکن پیروزی انقلاب اسلامی از همان آغاز نه تنها خوشایند قدرت های استعمارگر و استکبار جهانخوار نبود، بلکه به جهت از دست دادن منافع مادّی و به چالش کشیده شدن مدیریت جهانی اش، از انقلاب اسلامی نفرت داشت و برای خاموش کردن این بارقه الهی که پرتو نورش بر جهانیان تابیده و محرومان و مستضعفان را از خواب سنگین غفلت بیدار ساخته، صدها توطئه و دسیسه پدید آورد، که هر بار به فضل الهی ناکام ماند.

امام خمینی(ره) جهت دفاع و پاسداری از این شجره طیبه، با اتخاذ سیاست های راهبردی مبتنی بر اسلام ناب و سیره پیامبر اعظم(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام، توانست ضمن بیمه کردن انقلاب، دشمنان انقلاب اسلامی بویژه شیطان بزرگ را به چالش بکشد و تا آنجا پیش رود که استکبار جهانی علی رغم قدرت خیره کننده مادی اش به عجز و لابه بیفتد و سنگرهای اشغال کرده را رها کند.

در این گفتار در پی آنیم در حد ظرفیت مقاله به موضوع سیاست های راهبردی امام خمینی(ره) در دفاع از انقلاب اسلامی بپردازیم.

شیوه بحث، بهره مندی بیشتر از کلمات حضرت امام(ره) و برخی موارد از سخنان مقام معظم رهبری می باشد و در حقیقت مستندات سیاست های راهبردی به حساب می آیند، و گاه نیز با آیات قرآنی و روایات امامان معصوم علیهم السلام و سیره تلفیق گشته است. و گاه نقل قول ها بیش از تحلیل است، چرا که تحلیل ها در دل کلمات خوابیده و نیاز به تکرار ندارد.

ضمن آنکه نپرداختن به برخی موضوعات، دلیل بر کم اهمیتی آنها نبوده بلکه حجم مقاله اجازه آن را نمی داد.

یادآور می شویم که مقصد انقلاب اسلامی، اسلام ناب محمدی(ص) است. »تمام مقصد ما مکتب ماست.« و با عمل به اسلام و پایبندی به احکام و ارزش های الهی، پایدار(صحیفه امام خمینی(ره)، ج ۱۳، ص ۷۶)

و جاودان می ماند. چون قیام مردم ایران برای اسلام و قرآن بود، مردم نمی خواستند به جای حکومت ستمگر طاغوت، صرفاً یک حکومت دیگر بنشیند. از این رو ماهیت انقلاب اسلامی، دینی و ارزشی است که ماندگاریش به خاطر هویتش می باشد. اگر روزی هویت آن از بین برود، خود به خود از ارزش می افتد و تبدیل به پوسته ای بی مغز می شود. در آن وقت حکومتی است شبیه سایر حکومت ها. با توجه به این مقدمه برخی از مهم ترین راهبردهای امام خمینی قدس سرّه را در دفاع از انقلاب اسلامی به شرح زیر بیان می کنیم:

۱٫ اسلام خواهی و تاکید بر معنویت:
مقام معظم رهبری فرموده اند:

انقلاب اسلامی تا وقتی که در خط صحیح اسلام ناب -یعنی خط امام- با دقت حرکت می کند و شما مردم، دین و اسلام را بر هر چیز دیگر ترجیح می دهید و روحیه دفاع از اسلام و ارزش های اسلامی را زنده نگه می دارید و شعارهای کوبنده و برخاسته از متن اسلام را مورد توجه قرار می دهید، نه آمریکا و نه شرق و غرب و نه ارتجاع و نه هیچ قدرت دیگر، قادر نخواهد بود که شما و کشور و نظام جمهوری اسلامی را از حرکت به سمت هدف های خود باز دارند.(حدیث ولایت، ج ۱، ص ۲۷۴)

وقتی چنین شد، خداوند متعال کمک ها و نصرت خویش را همراه ملت خواهد کرد و او را در همه صحنه ها یاری خواهد نمود. »من کان لِلّه، کان اللّه له« کسی که برای خدا حرکت(بحار الانوار، ج ۸۲، ص ۳۱۹)

می کند، خدا با اوست. روی آوردن به معنویت، رمز پایداری و بقاء انقلاب اسلامی است. همچنان که امام راحل فرمود:

توجّه همه به معنویت بودن، توجه همه به خدا و دین خدا بودن، شما را پیروز کرده؛ این توجه را از دست ندهید. این رمز پیروزی است، کلید پیروزی است. این کلید را محکم نگهدارید.(صحیفه نور، ج ۶، ص ۷۹ (۵۸/۲/۴))

قدرت ایمان و معنویت با هیچ قدرتی قابل مقایسه نیست، چون به منبع فیض بیکران الهی متّصل است، و اوست که این نعمت بزرگ را برای ما حفظ می کند. تا وقتی معنویت و ارزش های اخلاقی، انسانی در جامعه حاکم است، نعمت انقلاب نیز پا بر جا خواهد بود. این جاذبه معنویت است که چون آهن ربایی نیرومند، برکات الهی و نعمت را به سوی خود می کشاند و حفظ می کند. و این قدرت ایمان است که همه سختی ها را پشت سر می گذارد.(ر.ک. اعراف، آیه ۹۵)

شما از هیچ چیز نترسید که با قدرت ایمان بر همه مشکلات ان شاء الله غلبه خواهد شد.(صحیفه نور، ج ۵، ص ۱۴۲، (۵۷/۱۲/۱۴))

این سخن برگرفته از این آیه شریفه است:

وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن کنْتُم مُؤْمِنِینَ (آل عمران: ۱۳۹)

و اگر به خداوند ایمان دارید، سستی مکنید و غمگین مشوید، که شما برترید.

در آیه محور و شرط اساسی عدم سستی، ایمان شمرده شده است. چون روح ایمان نوعی اتصال ضعیف به قوی و حضور قطره ای در دریاست، که در حدّ ظرفیت و توان، از قدرت لایزال الهی قدرت و نیرو می گیرد و با اتصال به نور بیکران الهی، خوف و ترس از دلش بیرون می رود.

انسان از تاریکی و ظلمت وحشت دارد، به ویژه در تنهایی احساس وحشت بیشتری می کند، چون در تاریکی عوامل خطرزا و چاله و چاه از راه، ناشناخته اند و دیده نمی شوند، و هر آن احتمال گرفتاری و دچار آسیب و مشکل شدن، می رود. بر خلاف کسی که در روز و در نور حرکت می کند، چنین کسی ترسی به خود راه نمی دهد. چون عوامل خطرزا را می بیند و می تواند با آنها مبارزه کند و از سر مسیر بردارد.

قرآن کریم می فرماید: خداوند نور مطلق و روشنایی بی انتهاست. اللَّهُ نُورُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ (نور: ۳۵) و کسی که با ایمان به خدا، زیر چتر ولایت الله قرار گرفته در حقیقت در نور مطلق حرکت می کند. در روشنایی که هیچ زاویه تاریکی ندارد. چنین کسی هیچگاه ترس و وحشت و ناراحتی در قلبش پدید نمی آید. قرآن کریم این واقعیت را چنین بیان می کند:

أَلاَ إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ (یونس: ۶۲)

آگاه باشید که اولیاء الهی نه ترسی دارند و نه حزن و غمگینی.

چرا اولیاء الهی نمی ترسند مگر آنان از چه خصوصیاتی برخوردارند که با قاطعیت اعلان می دارند:

و اللّه تا حالا نترسیده ام، آن روز هم که می بردندم آن روز هم آنها [مأموران طاغوت] می ترسیدند، من آنها را تسلیت می دادم که نترسید.(صحیفه امام، ج ۱، ص ۷۲، (۴۳/۲/۲۵))

پاسخ در قرآن است، اولیاء خدا با نور الهی هدایت یافته و با نور بیکران خداوندی در جامعه حرکت می کنند. پس از چه چیز بترسند؟ کسی که در روز حرکت می کند و دستش در دست قدرت بیکران قرار گرفته، نه تنها ترس ندارد که آرامشی وصف ناپذیر بر قلبش سایه افکنده است.

انسان سوای این جسم مادّی برخوردار از »نفس قدسی« است. اگر نفس قدسی او در پرتو نور ایمان روشن و پاکیزه شد، از هیچ چیزی نمی ترسد.

امام راحل(ره) خطاب به پاسداران فرمود:
شما موجودی هستید که هم جهت مادی دارید و بالاتر، جهات معنوی. شما دارای یک نفس قدوسی هستید، شما دارای یک نفس مجرد هستید که اگر چنانچه در خدمت اسلام، در خدمت خدای تبارک و تعالی باشید آن نفس شما، نفس طاهر، زکی و سعادتمند است و هر جا که بشود و هر طور که بشود آن نفس زکیه سعادتمند، سعادتمند است. در شکست ها سعادتمند، در مردن سعادتمند است. مردن انسان، انسان طاهر، اوّل زندگی انسانی اوست… اگر نفس خودتان را تطهیر کردید، اگر اعمال خودتان را با قرآن کریم وفق دادید… باک از هیچ چیز نداشته باشید.(صحیفه نور، ج ۵، ص ۱۴۲، (۵۷/۱۲/۱۴))

کافران به دلیل نداشتن ایمان به خدا، فاقد انگیزه های متعالی اند و تنها کارهای مرتبط با تن مادّی و مهارت های بدنی و کارهای فنّی و شهوات را انجام می دهند. البته در حدّ محدودی از اخلاق اجتماعی در حد رعایت حقوق دیگران و بهتر زیستن به معنویات می پردازند. اما به دلیل بریدگی از جهان بینی الهی و متافیزیک، صرفاً به جهان بینی مادّی و سکولار می اندیشند، و از اتّصال به نور الهی محرومند. حرکت آنان در ظلمت و تاریکی است. چون سرسپرده طاغوت هستند، و طاغوت کارش به ظلمت کشاندن انسانهاست.

وَالَّذِینَ کفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یخْرِجُونَهُم مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ (بقره: ۲۵۷)

به همین جهت برد مقاومت و تحمل آنان در میدان رزم یا در هر عرصه ای تا آنجا پیش می رود که به مادّیات آنان ضرری نزند. چون در تاریکی و ظلمت حرکت می کند، پیوسته هاله ای از ترس و وحشت بر وجودشان سایه انداخته است.

سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کفَرُوا الرُّعْبَ (آل عمران: ۱۵۱)

ما بزودی در دل کافران رعب و ترس ایجاد می کنیم.

۲٫ بصیرت دینی و بیداری امت اسلامی
بصیرت دینی، نقش اساسی در پیدایش و حفظ انقلاب اسلامی دارد، از این رو امام راحل(ره) بسیار بر آن تأکید ورزیده و در عرصه های گوناگون، مردم را بیدار می ساخت.

حرکت و فعالیت انسان در راستای جهان بینی الهی نقش بسزایی در سرنوشت او و جامعه او دارد. اینکه بداند در زیر لوای رهبری چه کسی سینه می زند، و آیا در راستای گفته های خدا و پیامبر(ص) حرکت می کند یا نه؟

از این رو دو مصداق کاملاً متفاوت در تاریخ صدر اسلام به چشم می خورد. در عصر رسول خدا(ص) که یاران با وفای آن حضرت با بصیرت دینی در زیر پرچم رسول خدا(ص) حرکت می کردند، برخوردار از پیروزی ها و فتح المبین ها شدند و در مدّت اندکی جزیره العرب را از بت و بت پرستی پاکسازی کرده و پرچم اسلام را به اهتزاز در آوردند. چون پیامبر خدا(ص) و انقلاب پیش روی خود را باور کرده بودند. از این رو فداکاری می کردند، به گفته امیرمؤمنان(ع):

حَملوا بَصائِرهُم عَلی اَسْیافِهم(نهج البلاغه، خطبه ۱۵۰)

آنان بصیرتشان را بر شمشیرهاشان حمل کردند.

لذا شکست در قاموسشان معنی نداشت.

پس از پیامبر(ص) سطحی نگری و روی آوردن به جهان بینی مادّی و زندگی اشرافی، تمام ارزش ها را به باد داده بود، تا آن جا که امام و حجّت خدا را از صحنه بیرون کرده فریاد آن امام همام را که می فرمود:

»بر مرکب راهوار بصیرت خویش حرکت کنید« نمی شنیدند.(فانفذوا علی بصائرکم، همان، خطبه ۱۹۷)

این الگوها، امام خمینی(ره) را بر اتّخاذ سیاست بیداری ملّت و بصیرت بخشیدن به آنان کشانده بود. در هر پیام و سخنرانی مردم را آگاه ساخته و آنان را متوجه وظیفه خطیرشان می کرد.

آنچه امام بزرگوار و ملّت شجاع ما را در راه این مبارزه بزرگ موفق کرد، بصیرت و صبر بود -مقاومتی همراه با بصیرت- همان طور که امیرالمؤمنین(ع) فرمود: »و لا یحمل هذا العلم اِلّا اهل البصر و الصّبر« (این پرچم را جز انسان بینا و بصیر برنمی دارد.) علّت آن(نهج البلاغه، خطبه ۱۷۳)

هم این است که امروز مبارزه با کفر خالص و شرک خالص نیست، تا مطلب روشن شود، وصف بندیها مجزا و جدای از هم باشد، بلکه امروز مبارزه با نفاق و دورویی و تزویر و شعارهای توخالی و دروغزنی ها و لافزنی هایی است که بلندگوهای استکبار را در همه انحای عالم پر کرده است….

انسان های بی بصیرت، زود فریب می خورند…. در ایران، امام عظیم الشأن ما، به برکت بصیرت مردم -که با صبر و مقاومت آنها همراه بود- این راه را طی کرد و به موفقیت رسید. خود او هم در ایجاد این بصیرت و صبر در مردم، بزرگترین مؤثر بود.(حدیث ولایت، ج ۷، ص ۱۳۰ و ۱۳۱)

امام حجاب و پرده تبلیغات زهرآگین و غفلت زای دشمنان را از جلوی چشمان امت اسلامی کنار زد، تا مردم با شناخت و بصیرت نسبت به اهداف انقلاب اسلامی، در صحنه حضور یابند.

از مهمترین ابزار همیشگی دشمنان اسلام، »نغمه جدایی دین از سیاست است« آنان با این حربه کارآمد، با معرفی دین حداقلّی که صرفاً به اخلاق و عبادات فردی پرداخته، مردم را از ورود به صحنه سیاسی-اجتماعی بازداشتند. و بهره هم گرفتند. امام خمینی(ره) با شناخت این ترفند و حربه قدیمی دشمن، فرمود:

والله اسلام تمامش سیاست است، اسلام را بد معرفی کرده اند. سیاست مدن از اسلام سرچشمه می گیرد.(صحیفه نور، ج ۱، ص ۶۵، (۴۳/۱/۲۱) )

نغمه شوم جدایی دین از سیاست، ساخته دشمنان پلیدی است که از اسلام زنده و در صحنه، سیلی خورده و با این ترفند خواسته اند زندگی را از حضور دین، فارغ کرده و خود زمام امور دنیای مردم را به دست گیرند و بی دغدغه بر سرنوشت انسانها تسلط یابند…

از بزرگ ترین مظاهر شرک در عرصه تفکیک دنیا از آخرت و زندگی مادّی از عبادت و دین از سیاست است… سیاستمدارانی که دائماً دم از جدایی دین و سیاست می زنند و کسانی از مدعیان دینداری که به کمک آنان شناخته همین سخن را تکرار می کنند. آیا هرگز در آیات قرآن و تاریخ اسلام و احکام شریعت اندیشیده اند؟ آیا فکر کرده اند که اگر دین جدا از سیاست است پس چرا قرآن همه امور سیاسی را یعنی حکومت را، قانون را، صف بندی های زندگی را، جنگ و صلح را، تعیین دوست و دشمن را و دیگر مظاهر سیاست را، همه و همه را به خدا و دین خدا و اولیاء خدا مرتبط می کند؟!(منشور تداوم انقلاب، پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت ایام حج ۱۴۰۹، تیرماه ۱۳۶۸، ص ۱۸-۱۵)

۳٫ تکلیف مداری:
امام راحل(ره) بر دیانت و تکلیف الهی تکیه داشت، دیانتی که در همه بسترها و زمینه ها بر فهم و درک فقه آل محمد مبتنی بود. آن سفر کرده قدسی، هر اقدامی را تا مرحله اطمینان به عملی شدن تکلیف و وظیفه شرعی، پی می گرفت و انجام تکالیف و وظایف شرعی را اصل و پیروزی و شکست را فرع بر آن می دانست.

همه ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفه ایم نه مأمور به نتیجه.(صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۹۵)

ما باید ملاحظه وظیفه فعلی شرعی-الهی خودمان را بکنیم و باکی از هیچ امری از امور نداشته باشیم.(صحیفه امام، ج ۱۹، ص ۲۴۶)

ما غلبه ایمانی داریم به آنها. ما همان منطقی را داریم که در صدر اسلام بود که اگر آنها را بکشیم ما به بهشت می رویم. اگر آنها ما را بکشند باز هم به بهشت می رویم. این منطق اهل ایمان است… چنانچه کشته بشویم لباسمان را عوض کرده ایم، لباس بهتری پوشیده ایم و اگر بکشیم یک غیر انسانی را از دنیا بیرون کرده ایم، بنابراین، ترسی از چیزی نداریم.(صحیفه امام، ج ۱۳، ص ۱۰۷)

قُل هَل تَرَبَّصُون بِنا اِلّا اِحدی الحُسنین(بگو: آیا درباره ما، جز یکی از دو نیکی را انتظار دارید؟! (یا پیروزی یا شهادت) (توبه، آیه ۵۲))

کسی که در همه امور چه کارهای شخصی و چه کارهای مربوط به جامعه و انقلاب از روی تکلیف شرعی، عمل کرده، نه تنها پیش خداوند متعال مأجور است، بلکه خداوند او را در جهت انجام وظایف یاری و هدایت خواهد کرد. و الّذین جاهدوا فینا لَنَهدینّهُم سُبلنا. (عنکبوت: ۶۹) هر کس در راه ما تلاش کند، او را به راه های خویش هدایت خواهیم کرد.

برای اجرای بهتر تکالیف و وظایف فرشتگان را به عنوان یار و پشتیبان می فرستد.

إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلاَئِکهُ أَلاَّ تَخَافُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کنتُمْ تُوعَدُونَ. (فصلت: ۳۰)

در حقیقت کسانی که گفتند: »پروردگار ما خداست«، سپس (در راه ادای تکلیف) ایستادگی کردند، فرشتگان بر آنان فرود می آیند و [می گویند] »هان بیم مدارید و غمگین مباشید، و به بهشتی که وعده یافته بودید، شاد باشید.

امام بزرگوار که خود تکلیف گرا بود، مردم را نیز در مسیر تکلیف گرایی و ادای وظیفه شرعی هدایت می کرد، و همین به عنوان یک سیاست راهبردی ماندگار، مردم را به عنوان حافظ انقلاب اسلامی، همیشه در صحنه ثابت قدم نگه داشت. سیاستی که متکی بر این آیه شریفه استوار است.

فَقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ تُکلَّفُ إِلَّا نَفْسَک (نساء: ۸۴)

[ای پیامبر] پس در راه خدا پیکار کن، جز عهده دار (تکلیف) شخص خود نیستی.

۴٫ وحدت کلمه:
بی تردید اتّحاد امت و پرهیز از اختلاف، از اصول مهمّ پیروزی و حفظ انقلاب می باشد. در قرآن و روایات بسیار بر آن تأکید شده و در تاریخ اسلام شاهد ثمرات شیرین و تلخ اتّحاد و اختلاف بودیم. این آیات الهی است که به اتّحاد فرا می خواند:

وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَلاَ تَفَرَّقُوا (آل عمران: ۱۰۳)

به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق و پراکنده نشوید.

وَأَطِیعُوا اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَتَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکمْ (انفال: ۴۶)

و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید که سست و ضعیف شوید و قدرت و مهابت شما از بین برود.

امام راحل با اتّخاذ سیاست راهبردی اتّحاد، پیوسته آن را فریاد می زد.

رمز پیروزی ما وحدت کلمه است… از هر گونه اختلاف بپرهیزید که چون موریانه خوب و بد را نابود می کند.(صحیفه امام، ج ۶، ص ۱۹۴)

اساس پیشرفت شما ملت عزیز، تعهد به اسلام و وحدت کلمه است، تعهد به اسلام بدون اینکه با هم اجتماع نکنید در مسائل، بی فایده است. اجتماع در مسائل، بدون تعهد به اسلام، مضرّ است. این دو مطلب باید همیشه نصب العین باشد.(صحیفه امام، ج ۱۵، ص ۴۵۱)

ملت ما توجّه بکنند که یک ملت با هم، هیچ قوه ای بر آنها غلبه نخواهد کرد. هیچ قوه ای نمی تواند بر یک ملتی که همراه هم هستند و با هم هستند، هیچ قدرتی نمی تواند با او مقابله کند و لهذا، شیاطین در پی این هستند که از این راه پیش بروند که بین جناحها اختلافی ایجاد کنند. اعتنا نکنید به این شیاطین.(همان، ج ۲۰، ص ۵۶)

تکلیف است برای همه ما که ما این جمهوری که به اینجا رسیده تا آخر حفظ کنیم. تا آخر حفظ کردن این است که هر روز محکم کنیم برادری خودمان را.(همان)

۵٫ باور و اعتماد به نفس:
امام راحل(ره) فرمود:

اساس همه شکست ها و پیروزی ها از خود آدم شروع می شود. انسان اساس پیروزی است و اساس شکست است. باور انسان اساس تمام امور است. غربیان و در سابق انگلستان و بعد از او آمریکا و سایر کشورهای قدرتمند دنبال این بودند که با تبلیغات دامنه دار خودشان به ممالک ضعیف باور بیاورند که ناتوانند، باور بیاورند که اینها نمی توانند هیچ کاری انجام بدهند. اینها باید در صنعت، در نظام، در اداره کشورها، دستشان به طرف قدرت های بزرگ از شرق و غرب دراز باشد… هر کاری که انسان باورش این است که نسبت به آن کار ضعیف است، نمی تواند آن کار را انجام بدهد،…(صحیفه نور، ج ۱۴، ص ۱۹۴-۱۹۳ (۶۰/۱/۳۱))

مقام معظم رهبری فرمود:

راه واقعی چیست؟ این است که جوان ایرانی تصمیم بگیرد در زمین خود، بذر خود را بپاشد. از اندوخته و ثروت فرهنگی خود استفاده کند. اراده خودش را به کار بگیرد. برای شخصیت و استقلالِ خود ارزش قائل شود. جامه عاریت نخواهد و دنبال تقلید و عاریه گیری الگوهای بیگانه نباشد.(تاریخ: ۸۰/۲/۱۲)

شما در این مدتی که انقلاب کردید و قیام کردید، خودتان باورتان آمد… که می شود در مقابل آمریکای جهانخوار و شوروی جهانخوار ایستادگی کرد.

. .. یک ملت وقتی که یک مطلب را باور کرد که می تواند انجام بدهد، انجام خواهد داد. اساس باور، این دو مطلب است: »باور ضعف و سستی و ناتوانی« و »باور قدرت و قوه و توانائی«. اگر ملت این باور را داشته باشد که ما می توانیم در مقابل قدرت های بزرگ بایستیم، این باور اسباب این می شود که توانایی پیدا می کنند و در مقابل قدرت های بزرگ ایستادگی می کنند… باورمان بیاید که ما هم مثل سایر موجودات عالم می توانیم کارهائی انجام دهیم. با این باور اِن شاء اللّه به پیش برویم.(صحیفه نور، ج ۱۴، ص ۱۹۴ و ۱۹۵ (۶۰/۱/۳۱))

۶٫ تبدیل تهدیدها به فرصت
امام راحل(ره) با شناختی که از دشمنان انقلاب اسلامی به ویژه استکبار جهانی و شیطان بزرگ داشت. با تبدیل تهدیدات به فرصت ها، ابتکار عمل را در دست می گرفت و با تهاجم به دشمن او را تحقیر و به چالش می کشید. چون تهاجم به مواضع دشمن، قبل از حرکت دشمن، قدرت مانور و ابتکار عمل را از او سلب می کند و او را به موضع انفعال و اضطراب و دفاع می کشاند. به رزمندگان می فرمود:

بهترین طریقه دفاع، حمله است، شما در جبهه ها نگذارید دشمن آرامش بیابد… نگذارید یک شب از اضطراب بیرون بیاید.(صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۳)

آن بزرگوار این سیاست راهبردی را از پیامبر اعظم(ع) و امیرمؤمنان(ع) آموخته بود.

رسول خدا(ص)، پس از هجرت به مدینه یک روز دشمن را آرام نگذاشت.

علی رغم نداشتن نیرو و امکانات و تجهیزات کافی، با اعزام سرایا به قلمرو مشرکان، راههای مواصلاتی و تجاری آنان را ناامن کرده و خواب راحت را از چشمانشان گرفته بود. مشرکان جنگ افروز و کینه جو با برافروختن جنگ های بدر، احد و احزاب و… نه تنها به اهداف خود دست نیافتند و هویت و امنیت خود را باز نیافتند که پس از نبرد احزاب کاملاً منفعل و به حالت تدافعی درآمدند. رسول خدا(ص) پس از نبرد احزاب فرمود:

اَلان نَغزوهُم وَ لا یغزوننا.(بحار الانوار، ج ۲۰، ص ۸۱)

از این پس این مائیم که بر آنان حمله و یورش می بریم نه آنان بر ما.

و این کلام امیرمؤمنان(ع) است:

ما غُزِی قَومٌ فی عُقرِ دارِهم اِلّا ذَلّوا.(نهج البلاغه، خطبه ۲۷)

هیچ قومی در درون خانه اش با دشمن رو به رو نشد مگر آن که ذلیل و خوار گشت.

امام خمینی(ره) نیز با تهاجم به زیر ساخت تفکر و کانون استعماری و استکباری جهانخواران با روش های ذیل، خواب از چشمان آنان گرفت و بارها آنان را در جلوی دید جهانیان خوار و ذلیل ساخت و این چنین انقلاب اسلامی را تداوم بخشید.

الف. ترویج ادبیات اسلامی:
امام راحل(ره) واژه »جهان اسلام« را که تا قبل از انقلاب اسلامی کارآیی نداشت، در ادبیات بین ملّت ها رایج ساخت که از دل آن آرمان های اسلامی متولد شد. مثلاً برخی آرمان های ناسیونالیستی مانند فلسطین، جنبه اسلامی پیدا کرد و غلبه »اسلام گرایی« بر »ملّی گرایی« در موضوعات آرمانی پا گرفت. و این رویکرد برای استکبار که بر تنور(ر.ک. فصلنامه روز، ش ۴، تابستان ۸۱، ص ۱۸)

ملّی گرایی و ناسیونالیستی می دمید، خیلی شکننده بود.

اسلام گرایی بر مسلمانان جهان روحیه و قدرت بخشید و اتّحاد آنان را بیشتر کرد.

آمریکا و اذنابش خوب فهمیده اند که با حاکمیت و شیوع دین و معرفت دینی، نخواهند توانست نظام سلطه عالمی و جهان را حفظ کنند.(حدیث ولایت، ج ۴، ص ۲۱۹)

اساس اندیشه آن بزرگوار عبارت بود از: »اعتقاد به جهان شمولی اسلامی«، »مبارزه با ظلم«، »تحقق بخشیدن به حکومت مستضعفین«، »احیاء هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان«، و ترویج خداپرستی و اعتلای حق.

امام با صدای رسا اعلان نمود:
ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین المللِ اسلامی مان بارها اعلام نموده ایم که در صدد گسترش نفوذ اسلامی در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم. حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفکر تشکیل امپراتوری بزرگ می گذارند از آن باکی نداریم و استقبال می کنیم. در صدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیسم، سرمایه داری و کمونیسم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ نظام هایی را که بر این سه پایه استوار گردیده اند، نابود کنیم و نظام اسلام رسول الله(ص) را در جهان استکباری ترویج نمائیم. و دیر یا زود ملت های در بند شاهد آن خواهند بود.(اندیشه های دفاعی حضرت امام خمینی(ص)، دفتر اوّل، ص ۴۸)

ب. صدور انقلاب اسلامی:
ما باید در صدور انقلابمان به جهان کوشش کنیم و تفکر این که ما انقلابمان را صادر نمی کنیم کنار بگذاریم… چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لا اله اِلا اللّه و محمد(صحیفه نور، ج ۱۲، ص ۱۹)

رسول الله بر تمام جهان طنین نیفکند مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجای جهان علیه مستکبرین هست ما هستیم.(همان، ج ۱۱، ص ۲۶۶)

آن امام هوشیار علّت اتخاذ این سیاست را این چنین تبیین می نماید:

تمام قدرت ها و ابرقدرت ها کمر به نابودی مان بسته اند و اگر ما در محیطی در بسته بمانیم قطعاً با شکست مواجه خواهیم شد. ما باید حسابمان را صریحاً با قدرت ها و ابر قدرت ها یکسره کنیم و به آنها نشان دهیم که با تمام گرفتاری های مشقت باری که داریم، با جهان برخوردی مکتبی می نمائیم.

ما امروز دورنمای صدور انقلاب اسلامی را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش می بینیم و جنبشی که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امیدبخش آتیه روشن است و وعده خداوند تعالی را نزدیک و نزدیک تر می نماید. گویی جهان مهیا می شود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکه معظمه و کعبه آمال محرومان و حکومت مستضعفان.(صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۲۰۰)

امام بزرگوار با صدور انقلاب اسلامی و بیدار کردن ملّت ها، مستضعفان و ایجاد نشاط در آنان، جبهه جدیدی را در مقابل مستکبران گشود، و آنان را مشغول آن کرد. امام با اتخاذ این سیاست، انقلاب اسلامی را از تنهایی و انزوا بیرون آورد و محرومان و مستضعفان و پابرهنه گان عالم را همراه انقلاب نمود.

ج. شعار مرگ بر آمریکا:
شعار »مرگ بر آمریکا« صرفاً یک شعار نفرت بار از شیطان بزرگ نبود بلکه یک نوع سیاست راهبردی بود که امام(ره) بارها آن را یادآور شدند. به همین دلیل استکبار جهانی و آمریکایی ها بارها خواهان حذف آن شده و با ترفندهایی نظیر ترویج کف و سوت در محافل همپالگی هایشان تلاش در محو آن داشتند.

از خدا می خواهیم این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبه مسلمین، که از کلیساهای جهان نیز، ناقوس »مرگ بر آمریکا و شوروی« را به صدا درآوریم.(صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۲۳۲)

یک دسته الله اکبر را کنار می گذاشتند. سوت می زدند و کف می زدند، آن هم روز عاشورا، خط این بود که این قضیه مرگ بر آمریکا منسّی شود.(همان، ج ۱۵، ص ۶۸)

در شعار مبارزه با استکبار – که امروز گفتم تجسم استکبار، دولت متجاوز آمریکاست- خود آمریکایی ها و دولتمردان آمریکایی، از اوّل انقلاب تا حالا، راههایی را طی کردند، برای این که این شعار را از فضای کشور ایران بزدایند. چرا؟ چون تا این شعار وجود دارد، تا ذهن مردم از »مرگ بر آمریکا« پُر است، تسلط دوباره آمریکا بر این کشور و منافع آن، ممکن نیست.(مقام معظم رهبری، ۷۵/۸/۹)

د. روز جهانی قدس:
اعلان روز جمعه آخر ماه مبارک رمضان، به عنوان روز قدس و بسیج همه مسلمانان جهان علیه صهیونیست، توسط حضرت امام(ره) دشمنان اسلام و استکبار جهانی را غافلگیر و با چالش دیگری رو به رو ساخت.

روز قدس، یک روز جهانی است… روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است. وقتی(صحیفه نور، ج ۸، ص ۲۳۲)

یک میلیارد جمعیت فریاد کرد، اسرائیل نمی تواند، از همان فریادش می ترسد. اگر همه مسلمین که در دنیا هستند… اگر در روز قدس همه بیرون بیایند از خانه، فریاد کنند »مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل«… همین… برای آنها مرگ می آورد.(همان، ج ۱۲، ص ۲۷۶)

اعلان روز جهانی قدس، علاوه بر گشودن جبهه جدیدی پیش روی استکبار، پیوند عمیقی بین ملت های مسلمان و انقلاب اسلامی پدید آورد.

ه’. برائت از مشرکان:
امام راحل(ره) از مراسم عبادی-سیاسی حج بهترین بهره را می برد. وی با اسوه قرار دادن آیات برائت از مشرکان در اوائل سوره توبه یک تهاجم گسترده سیاسی-فرهنگی علیه جهانخواران را آغاز کرد. مهمترین ثمره آن احیاء حج ابراهیمی، پیدایش انتفاضه فلسطین و بیداری ملّت ها را در پی داشت. به همین جهت استکبار جهانخوار که خود را در عرصه سیاسی-فرهنگی شکست خورده می دید، مراسم برائت از مشرکان را برنتافت و در سال ۱۳۶۶ه’.ش با کشتن زائران خانه خدا در حرم امن الهی، دست به انتقام زد و زورگویی و استیصال خود را با رنگین ساختن سنگ فرش های حرم امن الهی با خون سرخ مهمانان خدا، به اثبات رساند.

فریاد برائت ما، فریاد برائت همه مردمانی است که دیگر تحمّل تفرعنی آمریکا و حضور سلطه طلبانه آن را از دست داده اند و نمی خواهند صدای خشم و نفرتشان برای ابد در گلوهای شان خاموش و افسرده بماند.(صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۱۳، (پیام به زائران خانه خدا ۶۶/۵/۶))

۷٫ شعار نه شرقی نه غربی:
شعار نه شرقی نه غربی تعیین کننده یک استراتژی کلّی و اساسی ترین مسأله برای حرکت های جامعه محسوب می شود و ارگان ها و نهادها را از چندگانگی در تصمیم گیری و سیاست گذاری می رهاند.

شعار نه شرقی و نه غربی ما شعار اصولی انقلاب اسلامی در جهان گرسنگان و مستضعفین بوده و ترسیم کننده سیاست واقعی عدم تعهد کشورهای اسلامی و کشورهایی است که در آینده نزدیک و به یاری خدا اسلام را به عنوان تنها مکتب و نجات بخش بشریت می پذیرد. و ذرّه ای هم از این سیاست عدول نخواهد شد… پشت کردن به این سیاست بین المللی اسلام، پشت کردن به آرمان مکتب اسلام… و نهایتاً مرگ کشور و ملت ما و تمامی کشورهای اسلامی است. و کسی گمان نکند که این شعار، شعار مقطعی است؛ که این سیاست، ملاک عمل ابدی مردم ما و جمهوری اسلامی ما و همه مسلمانان سر تا سر عالم است.(صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۱۳ (۶۶/۵/۶))

شعار نه شرقی نه غربی نه مقطعی است و نه محدود به جمهوری اسلامی ایران. بلکه شعاری است جهت قطع وابستگی جهان اسلام از بیگانگان، برائت از مشرکان، مبارزه با ظلم و بی عدالتی، حمایت از مردمان و مستضعفان عالم و پیاده کردن اهداف بلند بین المللی اسلامی در جهان.

وقتی شعار نه شرقی نه غربی توسط بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران مطرح شد، تهدیدها از جانب شرق و غرب بویژه استکبار جهانی و شیطان بزرگ علیه انقلاب اسلامی اوج بیشتری یافت و با تهاجم نظامی عراق به ایران، محاصره اقتصادی، ناامنی شهرهای مرزی، تحریک گروهک های شرور، تهاجم و شبیخون فرهنگی و… شکل عملی به خود گرفت. چون شعار نه شرقی نه غربی به معنای ایجاد پایگاه فرهنگی – سیاسی عظیمی بود که انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) را در سر تا سر جهان نفوذ می داد. شیطان بزرگ با پشتوانه سیاستمداران حیله گر به این نتیجه رسید که تنها با یک دولت آزاد و مستقل در حال توسعه در خاورمیانه رو به رو نیست، بلکه با یک قدرت فرهنگی متکی به مکتب وحی و در حال گسترش و پویایی مواجه اند که این قدرت می خواهد عظمت پیامبران و احترام دیرین ادیان الهی را تجدید کند و الگویی از حکومت دینی بدهد که توسعه اقتصادی، صنعتی کردن، تولید و افزایش قدرت ملّی، جزء سیاست های اولیه و پیش پا افتاده است، که او در پی تغییر ساختار حکومت های جهان است.(ر.ک: جلال الدین فارسی، سیاست دفاعی راهبردی، ص ۱۸، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، چ اوّل ۱۳۷۹)

۸٫ تثبیت ولایت فقیه:
آنچه حکومت دینی و نظام اسلامی را از سایر حکومت ها ممتاز می سازد، ولایت محوری و ساختار امامت آن است. امامت ساختاری است که ریشه در مبانی اعتقادی اسلام ناب دارد.

نظام ولایی دارای مراتب طولی است که از ولایت مطلق و حقیقی خداوند نشأت گرفته است. پیامبران، وارث ولایت خداوند و امامان معصوم، وارث ولایت پیامبر اعظم(ص) و ولی فقیه جامع الشرایط، نائب امام عصر(ع) در عصر غیبت است.

امام و ولی فقیه، مرکز ثقل امت اسلامی، محور وحدت و انسجام جامعه، تضمین کننده مصالح و منافع و حقوق مردم بر اساس قانون، مانع رسیدن آسیب و دیکتاتوری، ضامن سلامت اسلامیت، پیشرفت و عزت و استقلال، و مدافع مصلحت سرشار از محبّت است. او نگهبان ارزش های الهی و رشد و پیشرفت جامعه می باشد. او در یک جمله محور و بنای(ر. ک: عبدالله حاجی صادقی، فلسفه و نظام سیاسی اسلام، ص ۱۸۳)

انقلاب اسلامی است، که اگر نباشد، بنیان انقلاب اسلامی فرومی ریزد.

مقام معظم رهبری فرموده است:

بزرگ تر از نعمت ولایت نعمتی نیست، تمام تلاش ائمه برای این بوده است که ولایت را زنده کنند… جامعه ای که دارای ولایت شد مانند مرده ای است که دارای جان شده است. جامعه دارای ولایت جامعه ای می شود که تمام استعدادهای انسانی را رشد می دهد، همه چیزهایی که برای کمال و تعالی انسان خدا به او داده، اینها را بارور می کند. نهال انسانی را بالنده می سازد.(آیه اللّه سید علی خامنه ای، ولایت، (تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۰) گفتار سوم)

امام امت نظام ولایت فقیه با این ویژگی را به عنوان حافظ انقلاب و نظام اسلامی تثبیت کرد، و در تثبیت آن بود که دشمنان اسلام و استکبار جهانی از نابودی انقلاب مأیوس شدند.

من به همه ملت، به همه قوای انتظامی، اطمینان می دهم که امر دولت اسلامی، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد شد.(صحیفه امام، ج ۱۰، ص ۵۸)

امام راحل انقلاب فرمود:

مع الاسف اشخاصی که اطلاع ندارند بر وضعیت برنامه های اسلام، گمان می کنند که اگر چنانچه »ولایت فقیه« در قانون اساسی بگذارند این اسباب دیکتاتوری می شود، در صورتی که ولایت فقیه هست [است] که جلوی دیکتاتوری را می گیرد. اگر ولایت فقیه نباشد، دیکتاتوری می شود.

. .. آن فقیهی که برای امت تعیین شده است و امام امت قرار داده شده است، آن است که می خواهد این دیکتاتوری ها را بشکند و همه را به زیر بیرق اسلام و حکومت قانون بیاورد. اسلام حکومتش حکومت قانون است و یعنی قانون الهی، قانون قرآن و سنت است. و حکومت، حکومت تابع قانون است. یعنی خود پیغمبر هم تابع قانون، خود امیرالمؤمنین هم تابع قانون، تخلف از قانون یک قدم نمی کردند… اسلام همه اش روی قوانین است.(صحیفه امام، ج ۱۱، ص ۲۲ و ۲۳)

۹٫ پشتوانه مردمی و بسیجی:
سرّ شکست ناپذیری این نظام این است که به مردم متّکی است، این چیز مهمی است. اتکای به مردم هم آسان به دست نمی آید و همه جا حاصل نمی شود. اگر یک سرّ الهی در میان نباشد، توجه نفوس و دلهای مردم هم ممکن نیست.(مقام معظم رهبری، ۷۴/۱۱/۱۴)

از سیاست های راهبردی امام راحل حفظ مردم به عنوان پشتوانه انقلاب بود، می فرمود:

هیچ قدرتی در مقابل قدرت لا یزال ملّت نمی تواند پابرجا باشد.(صحیفه نور، ج ۲، ص ۱۰۴)

امام امت در اهمیت این مسأله فرمود:

انقلاب اسلامی ما انقلابی است که به دست مردم صورت گرفته، مردم انقلاب کرده اند و مردم باید آن را به آخر برسانند.(صحیفه امام، ج ۱۹، ص ۵۴)

رهبر معزز انقلاب در تبیین این اصل مهم فرمود:

ما در انقلابمان، از اوّل چند اصل را فهمیدیم. اسلام به ما این اصول را تعلیم داد و امام حکیم عظیم فقیه بزرگوارمان، بارها این اصول را به زبانهای مختلف تکرار کرد. یکی از این اصول این بود که هر نظامی که بر پایه مردم بنیانگذاری نشده باشد، ماندنی نیست. مردم هستند که می توانند نظامی را به وجود آورند و وقتی به وجود آوردند، حفظ کنند؛ ولو تمام قدرت ها با آنها مخالفت کنند.(حدیث ولایت، ج ۳، ص ۹۹)

امام بزرگوار بسیج و نیروی مقاومت را نیرومندترین تکیه گاه و حافظ انقلاب می دانستند و بر توانمندی و گسترش آن تاکید می ورزیدند.

در نهاد و سرشت آمریکا و شوروی کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی(ص) موج می زند. باید برای شکستن امواج طوفانها و فتنه ها و جلوگیری از سیل آفت ها به سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم. ملّتی که در خط اسلام ناب محمدی(ص) و مخالف بإ؛غغ۲ظن۰۰/ استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی است، باید همه افرادش بسیجی باشند… اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید.(صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۱۹۵-۱۹۴)

۱۰٫ پیوند انقلاب با نهضت عاشورا و انتظار:
بنیانگذار انقلاب اسلامی، پیوندی عمیق بین انقلاب و نهضت عاشورا و نهضت انتظار ایجاد کرده بود. فرهنگ عاشورا و شعار »هیهات منّا الذلّه« آن حضرت و قربانی هفتاد و دو تن از بهترین یاران اباعبدالله در روز عاشورا، بر قلب ها حک شده و حلاوت یاد امام حسین(ع) و انتظار فرج امام زمان(ع) چنان دلها را شیفته راه و مرام سالار شهیدان کرده که حاضرند در هر شرایطی برای حفظ و ماندگاری انقلاب اسلامی فداکاری کنند و جان بدهند.

هیهات که امت محمّد(ص) و سیراب شدگان کوثر عاشورا و منتظران وراثت صالحان به مرگ ذلّت بار و به اسارت غرب و شرق تن در دهند.(صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۱۱۳ (۶۶/۵/۶))

باید ببینیم رمز بقای این مذهب و بقای ممالک اسلامی، ممالک شیعی چه بوده است. ما باید آن رمز را حفظش بکنیم، یکی از رمزهای بزرگی که بالاترین رمز است، قضیه سیدالشهداء است.

سیدالشهداء – سلام الله علیه – مذهب را بیمه کرد. با عمل خودش اسلام را بیمه کرد.

اگر ما بخواهیم مملکتمان یک مملکت مستقلی باشد، یک مملکت آزادی باشد، باید این رمز را حفظ بکنیم.(صحیفه امام، ج ۱۱، ص ۹۷)

مجالس عزا را با همان شکوهی که پیشتر انجام می گرفت و بیشتر از او، حفظ کنید… ما با روضه زنده ایم.(همان، ج ۱۳، ص ۳۳۰)

محرم و صفر است که اسلام را نگه داشته است… زنده نگهداشتن عاشورا با همان وضع سنتی خودش… باید بدانید که اگر بخواهید نهضت شما محفوظ بماند، باید این سنت ها را حفظ کنید.(همان، ج ۱۵، ص ۳۳۰ و ۳۳۱)

۱۱٫ حفظ و پیوند با روحانیت؛
این قشرند [روحانیت] که می توانند ملت را نجات دهند.(صحیفه امام، ج ۸، ص ۶۰)

اسلام به استثنای روحانیت مثل طب به استثنای طبیب است. این که اسلام را تا اینجا رسانده، همین طبقه بوده اند.(همان، ج ۱۵، ص ۲۱)

مسیر خودتان را از روحانیت جدا نکنید این قدرت الهی را، این قدرت روحانیت که یک قدرت الهی است، از دست ندهید.(همان، ج ۸، ص ۶۰)

۱۲٫ جلوگیری از نفوذ منحرفین
مسؤولین صاحبان اصلی انقلاب را با بهانه های بی اساس پس نزنند تا به جای آنان کسانی را که وارثان رژیم گذشته و وابستگان فکری آنان هستند جایگزین نمایند.(همان، ج ۱۹، ص ۱۵۱)

آنهایی که در خانه های مجلل، راحت و بی درد آرمیده اند و فارغ از همه رنجها و مصیبت های جانفرسای ستون محکم انقلاب و پا برهنه های محروم، تنها ناظر حوادث بوده اند و حتی از دور هم دستی بر آتش نگرفته اند، نباید به مسؤلیت های کلیدی تکیه کنند؛ که اگر به آنجا راه پیدا کنند چه بسا انقلاب را یکشبه بفروشند و حاصل همه زحمات ملت ایران را بر باد دهند، چرا که اینها هرگز عمق راه طی شده را ندیده اند.(صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۳۳۴)

مصطفی آخوندی: عضو هیئت علمی پژوهشکده تحقیقات اسلامی

ارسال دیدگاه