امروز : دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹
تاریخ : ۱۳۹۹/۱۲/۱۱ - ۱۵:۵۷ ذخیره فایل ارسال به دوستان

روایت شیرین خانم دباغ از تخم مرغهای آب پز تا مرغی که در نوفل لوشاتو سر برید/نظر امام درباره رعایت قوانین کشورهای اروپایی چه بود؟

مرحوم خانم دباغ از یاران امام و انقلاب اسلامی که سال های عمرش به مبارزه و جهاد در راه خدا گذشت، در خاطرات خود از روزهای حضور در نوفل لوشاتو و تهیه غذا برای مهمانان و امام، مطالب جالبی بیان کرده است.

مرحوم سرکار خانم دباغ از مبارزان و سیاسیون پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی که سابقه درخشانی در دفاع از امام و نظام جمهوری اسلامی دارد، در خاطرات خود از روزهای حضور امام در نوفل لوشاتو به نقل خاطره ای پرداخته است:

در ماه محرّمی که در «نوفل لوشاتو» بودیم، یکی از آقایان پول دار بازاری به آنجا آمدند. ایشان پیشنهاد کردند که به مناسبت ایام دهۀ عاشورا، گوسفندی تهیّه و ذبح کنیم و آبگوشتی فراهم کنیم تا کسانی که به اینجا می آیند به مناسبت ایّام شهادت آقا امام ‎‌حسین(ع) از آن استفاده کنند. ‌

 

‌‌این پیشنهاد در حالی مطرح می شد که در نوفل لوشاتو ناهار و شام هر کدام از ما یک عدد تخم مرغ، یک نصفه نان فرانسوی و نیمی از یک عدد گوجه فرنگی بود، در آنجا از میهمانان هم به همین نحو پذیرایی می کردیم. بنده آنقدر از فروشگاه های این ده – نوفل لوشاتو – تخم مرغ خریده بودم که وقتی خبرنگاران می آمدند، اوّلین سؤالشان این بود که در مذهب و مکتب شما تخم مرغ سمبل و نماد چه چیزی است؟ تصوّر می کردند که سمبل انقلاب ما تخم مرغ است و به همین دلیل زیاد از آن استفاده می کنیم! ولی حقیقت این بود که تخم مرغ ارزانترین چیزی بود که در آنجا برای تغذیه یافت می شد.‌

 

‌‌حضرت امام(ره) نیز که بنده به مدت چهار ماه و شانزده روز برای ایشان ناهار می پختم، جز مقدار کمی آبگوشت چیز دیگری میل نمی کردند و شب ها غذای حاضری میل می فرمودند. حتی روزی که چهار نفر میهمان داشتند، همان مقدار آبگوشتی که برای خودشان پخته بودم، به پنج قسمت تقسیم کردند و از میهمانانشان پذیرایی کردند.‌

 

‌‌…. و حالا این همه تجملاّت و میهمانی های کذایی! یک نمونه اش این است که وقتی فلان آقا می خواهد به جایی برود، غذا اینگونه باشد؛ لباس اینطور و رختخواب و اتاق آنطور باشد و الی آخر!‌

‌‌

در چنان شرایطی آن آقا به آنجا تشریف آورده بودند و دلشان سوخته بود به حال اطرافیان امام که در طول این مدّت نان و تخم مرغ می خوردند و تصمیم گرفت که به آنها نان و آبگوشتی بدهد. ‌

‌‌

خانه ای که در اختیار ما قرار داده بودند و حضرت امام نیز در باغ و حیاط آن نماز می خواند و سخنرانی می کرد، مال دکتری بود و محوطۀ خیلی باز داشت. همان باغ سیبی که حضرت امام در یکی از عکس ها به یکی از درخت های آن تکیه داده اند و شما حتماً آن عکس را دیده اید. البتّه همۀ خانه های آن ده بسیار بزرگ بودند و در زمین های اطراف خانه ها نیز زراعت می کردند. ‌

 

‌‌گوسفند خریداری شده را به باغ آوردند. حاج احمد آقا ایراد گرفتند و فرمودند: این کار ‌‎‌یعنی ذبح گوسفند اینجا صورت نگیرد. آقایان با خودشان قرار گذاشتند که در غیاب حاج احمدآقا گودال کوچکی حفر کنند و سر گوسفند را ببرند. البتّه من می دانستم که حضرت امام(ره) اعتراض می کنند. ‌

 

‌‌زیرا یک روز وقتی نتوانستم گوشت حلال تهیّه کنم تا برای امام غذا پخت کنم، از یکی از برادرها خواستم تا مرغ زنده ‌‌‎‌‌ای خریداری کند.  در انتهای باغ سر مرغ را بریدم و با مقداری از گوشت آن برای ایشان غذا پختم. وقتی امام سر سفره نشسته بودند، نوه شان گفت: آقا! امروز غذا، خوردن دارد برای اینکه خود خواهر طاهره سر مرغ را بریدند. ‌

 

‌‌امام هیچ جوابی ندادند. وقتی بعد از ناهار برای شستن دندان های مبارکشان به آشپزخانه تشریف آوردند، فرمودند: دیگر از این کارها نکنید؛ این کارها برای انسان قساوت می آورد. ‌

 

‌‌با این زمینه قبلی، می دانستم که امام ناراحت می شوند. وقتی گوسفند را سر بریدند، همسایه ها دیدند و به شهردار شکایت کردند که در اینجا کار خلاف قانون انجام شده است. شهردار نیز برای حضرت امام نامه ای نوشت. امام همۀ آقایانی را که در آنجا کار می کردند، احضار فرمودند، وقتی همه جمع شدند، امام نامه را به یکی از حاضرین که با زبان فرانسوی آشنا بود، دادند و ایشان نامه را خواندند. حضرت امام فرمودند: می دانید خلاف قانون مملکتی کار کردید که دارند از شما به عنوان میهمان پذیرایی می کنند؟ باید نامه بنویسید و همه تان عذرخواهی بکنید و همچنین  توبه کنید. ‌

 

‌‌وقتی که عمل کردن برخلاف قانون یک مملکت کفر، خلاف و غیرشرعی است، در جمهوری اسلامی چطور؟! امام فرمودند: گذشتن از چراغ قرمز در جمهوری اسلامی مثل ترک نماز است. ‌

 

‌‌در جمهوری اسلامی به دلیل اینکه حکومت، اسلامی است، هر کار خلاف قانون که انجام بدهی، خلاف شرع و گناه محسوب می شود. ‌

 

‌‌حالا چقدر به قانون اهمیّت می دهیم و تابع آن هستیم؟! خدا نکند قانون بخواهد از ما مالیات بگیرد؛ یک موقعی از زمینهایمان چیزی بگیرند؛ یک ذرّه از نظر مسائل مادی دچار ‌‎‌مشکل شویم، آن وقت با هزار جور سفسطه بازی شانه خالی می کنیم؛ به هزار در می زنیم تا بالاخرۀ یک عالمی، یک نفر روحانی یا یک پیشنماز مسجد، راه فراری به ما نشان بدهد و بگوید: آقا عیبی ندارد. حالا که تو خمس می دهی دیگر مالیات نده! ولی امام می فرمایند: حتّی اگر در کشور کفر هم کاری خلاف قانون انجام بدهی، خلاف شرع عمل کردی و باید هم از آنها عذرخواهی کنی و هم توبه نمایی. ‌

 

 

برشی از کتاب مجموعه مقالات نهمین سمینار بررسی سیره نظری و عملی حضرت امام خمینی(س)؛ ص ۳۰۹-۳۱۱

ارسال دیدگاه