پایگاه خبری javanefarda.ir رسانه مستقل ومردمی
امضای ترامپ زیر تفاهمنامه اسلامآباد؛ وقتی هیمنه آمریکا در برابر اراده ایران فرو ریخت
از تنگه هرمز تا میز دیپلماسی؛ میدان، ملت و حاکمیت در یک صف ایستادند
گاهی تاریخ با یک امضا آغاز نمیشود؛ بلکه با لحظهای آغاز میشود که یک ملت تصمیم میگیرد آن امضا را بیاثر کند.
تفاهمنامه اسلامآباد و امضای ترامپ قرار بود نشانهای از برتری اراده آمریکا و ابزاری برای تحمیل یک معادله جدید باشد؛ اما تدبیر رئیسجمهور، تصمیمات شورای عالی امنیت ملی، تأیید رهبر معظم انقلاب و مهمتر از همه، ایستادگی و حمایت مردم ایران، این محاسبه را با چالشی جدی مواجه کرد.
اینجا مسئله فقط یک سند نبود؛ مسئله، اعتبار قدرت آمریکا بود.
ترامپ تصور میکرد میتواند با اتکا به قدرت واشنگتن و حمایت رژیم اسرائیل، ایران را در موقعیتی قرار دهد که چارهای جز پذیرش خواستههای طرف مقابل نداشته باشد. اما ایران نشان داد که قدرت فقط در کاخ سفید، ناوهای جنگی و زرادخانههای نظامی خلاصه نمیشود.
قدرت، گاهی در ایستادگی یک ملت معنا پیدا میکند.
در جبهه، رزمندگان در تنگه هرمز ایستادند؛ در خیابان، مردم پشت سر کشور قرار گرفتند؛ و در عرصه دیپلماسی، افسران سیاسی ایران در میز مذاکره از منافع ملی دفاع کردند.
میدان، ملت و دیپلماسی؛ سه ضلع یک مقاومت ملی.
همین همافزایی بود که محاسبات طرف مقابل را دشوار کرد. آمریکا اگرچه همچنان قدرت بزرگی در نظام بینالملل است، اما تجربه رویارویی با ایران نشان داد که «ابرقدرت بودن» به معنای توانایی تحمیل بیهزینه اراده به دیگران نیست.
از این منظر، شاید مهمترین پیام ماجرا برای واشنگتن این باشد:
یک امضا زمانی ارزش سیاسی دارد که بتواند واقعیت میدان را تغییر دهد؛ و اگر نتواند، از کاغذ فراتر نمیرود.
ترامپ ممکن است امضا کرده باشد، اما این ایران بود که با ترکیب اقتدار سیاسی، مقاومت میدانی، انسجام اجتماعی و دیپلماسی فعال اجازه نداد آن امضا به سرنوشت ایران تبدیل شود.
و این شاید بزرگترین درس این رویارویی باشد:
رزمنده در میدان، مردم در خیابان و دیپلمات در میز مذاکره، سه افسر یک نبرد واحد بودند؛ نبردی برای حفظ اختیار تصمیمگیری ایران.
کارستان، فقط در تنگه هرمز اتفاق نیفتاد؛
در خیابانهای ایران، در اتاقهای تصمیمگیری و پشت میزهای مذاکره نیز اتفاق افتاد.
امضای ترامپ روی کاغذ ماند؛ اما اراده ایران در میدان خود را نشان داد.






