عمرانی طنزپرداز گل آقا
محمود عمرانی نویسنده و دبیر بازنشسته و طنز پرداز با آثار گرانبها در مجله گل آقا
محمود عمرانی ، متولد ۱۳۴۸ مرند ، یوخاری کوچه. در سال ۱۳۶۶ دیپلم فرهنگ و ادب از دبیرستان ناصر خسرو گرفتم. همان سال در رشته ی دبیری ادبیات فارسی دانشگاه تربیت معلم تهران یا دانشسرای عالی پذیرفته شدم و مدرک کارشناسی گرفتم .
شاید به همین دلیل است که قلم مریم صفائینژاد، تنها از تخیل نمینویسد؛ از زندگی مینویسد
مریم صفائینژاد؛ زنی که از فراز و نشیبهای زندگی، کلمه ساخت
سال ۱۳۹۷ نقطه بازگشت بود؛ سالی که دوباره قلم را به دست گرفت و این بار، پشت واژههایش سالها تجربه، رنج، شادی، امید و فراز و نشیب زندگی ایستاده بود. کتاب «باغ آرزوها» حاصل بخشی از این مسیر است و کتاب دیگری از دلنوشتههای او نیز در دست چاپ قرار دارد. در کنار این آثار، داستانی نیز در دست نگارش دارد.
سپیده هنوز ، شب را به تمامی پس نزده
عطر نان
این چرخه، هر روز تکرار میشود،اما تکرار به معنای شباهت نیست. هر صبح، خیابان همان خیابان است و درعینحال، نخستینباراست که متولد میشود،زیرا هر روز، آدمی دیگر، نوری دیگر و عطرِ نانی دیگر، روایتی تازه در جان پنهان شهر می نشاند. داستانی که شاید در هیچ کتابی نوشته نشود، اما همواره در رگهای شهر جاری است
ساخت وسازهای غیرمحاز و عواقب آن
عواقب اطاله دریافت پروانه ساختمان؛ چرایی گرایش به ساخت و سازهای غیرمجاز
با تشکر از جناب میابی عزیز که بار دیگر بر یکی از مشکلات اصلی دست گذاشته اند. باید در همین رابطه عرض کنم که رفتار شهرداریها و عوامل مربوطه نشان می دهد که اصولا آنها ترجیح می دهند که ساخت و سازها بدون پروانه و به اصطلاح غیرمجاز باشند. چند دلیل را که از خودشان در طول مراودات چند ساله شنیده ام عرض می کنم: ۱_ بررسی و اقدام در خصوص پروانه های ساخت مستلزم بکارگیری مهندسان و کارکنان خبره است که برای شهرداریها هزینه ساز و مشغله ساز است.
شاید آنچه شما را ناراحت کرده، قلم نیست؛
«وقتی قلم مینویسد، بعضی میزها میلرزند!»
عجیب است؛ تا زمانی که رسانه از افتتاحها بنویسد، عکسهای لبخند را منتشر کند، روبانها را زیبا نشان دهد و از هر سخنرانی چند جمله تعریفآمیز انتخاب کند، همه چیز خوب است. رسانه میشود «همراه»، «دلسوز» و حتی «مورد احترام». اما کافی است همان رسانه، یکبار از درد مردم بنویسد؛ از وعدهای که فراموش شده، کاری که نیمهتمام مانده، حقی که نادیده گرفته شده یا مسئولی که پاسخگویی را با سکوت اشتباه گرفته است. ناگهان همان رسانه میشود «مشکلساز»!
«بعضیها با دیدن حقیقت، به جای اصلاح خود، دنبال شکستن آینه میگردند!»
«آینه را متهم نکنید!»/ رسانه مستقل، دشمن مسئول نیست؛ آینهای است مقابل مسئولیت.
شاید وقت آن رسیده باشد که به جای شکستن آینه، چهره را اصلاح کنید. آنهایی که از رسانه مردمی ناراحت میشوند، بهتر است پیش از متهم کردن قلم، از خود بپرسند: «کدام حقیقت نوشته شد که اینقدر تلخ بود؟» چرا که حقیقت ممکن است ناراحتکننده باشد،
رسانه مستقل، دشمن مسئول نیست
مشکل از آینه نیست؛ بعضیها با دیدن حقیقت، دنبال چکش میگردند!
مردم از آینه خوششان میآمد. اگر گردی بر لباسشان بود، پاکش میکردند و اگر لکهای بر چهرهشان میدیدند، دنبال راهی برای اصلاح آن میگشتند. اما برخی از بزرگان شهر، از این آینه دل خوشی نداشتند. هر بار که مقابلش میایستادند، چیزی میدیدند که دوست نداشتند دیگران ببینند؛ وعدهای فراموششده، کاری نیمهتمام، حرفی که با عملشان فاصله داشت و گاهی لکهای که سالها با پردهپوشی پنهانش کرده بودند.
«اگر باز هم بشکنند چه؟»
«آینه را شکستند؛ خیال کردند چهرهشان درست میشود!»
«اگر آینه را بشکنید، لکههایتان پاک نمیشود؛ فقط دیگر کسی آنها را نمیبیند.» صاحبان قدرت اما طاقت شنیدن حقیقت نداشتند. دستور دادند آینه را پایین بیاورند. فردای آن روز، میدان شهر بدون آینه بود؛ اما گرد و غبارها همچنان روی لباسها بود، لکهها همچنان روی صورتها و حقیقت همچنان همان حقیقت. چند روز بعد، مردم آینه دیگری آوردند و این بار آن را در دل خانههایشان گذاشتند. یکی پرسید:
شورای گفتگوی دولت وبخش خصوصی
استاندار آذربایجان شرقی در دیدار با هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی تبریز: 🔹بر حمایت بیوقفه از بخش تولید متعهدیم
سرمست ؛الحمدلله تلاشهای شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی در رفع موانع بخش تولید در سالهای گذشته تعیین کننده بود و سهم چشمگیری در رونق تولید و توسعه تجارت آذربایجان شرقی داشت و در سایه چنین تعامل سازنده، استان در ارزیابی های مربوط به حوزه اقتصادی و سرمایهگذاری حائز رتبههای برتر بوده است
سرمست وارد هشترود شد
استاندار آذربایجان شرقی وارد شهرستان هشترود شد
وی در بدو ورود به هشترود مورد استقبال جمعی از مردم، خانوادههای شهدا و مسئولان این شهر قرار گرف