باید به اقتدار، توازن و راهبردی برسیم

«تردستی لاوروف» و ساده اندیشی مبهم ما

 این درست است که عرصه ی روابط بین الملل، عرصه ی مردی و نامردی نیست، اما همه می دانیم که سیاست خارجی قدرتمند، موجب پایداری ائتلاف ها می شود و چنین سیاست خارجی از دل شناخت منافع ملی، توان، اقتدار و حمایت داخلی، درک روابط و تحولات بین الملل ، بر ساخت پیمان های راهبردی، داشتن ثبات و قابلیت انعطاف و مدیرانی با نگاه استراتژیک و کارآزموده حاصل می شود. به نظر می رسد در شرایط فعلی، شناخت دقیقی از ماهیت و رفتار همسایه ی شمالی در دستگاه سیاست خارجی ما وجود ندارد و همسایه ی شمالی نیز از عدم توازن و ضعف های راهبردی سیاست خارجی ایران سوء استفاده می کند.

 روز گذشته خبری در سایت رسمی وزارت خارجه از گفت و گوی تلفنی آقای امیر عبداللهیان با سرگی لاوروف منتشر شد. در این خبر، آمده است: «سرگی لاوروف بار دیگر تصریح کرد، روسیه صمیمانه و صادقانه و بدون قید و شرط به تمامیت ارضی ایران احترام می‌گذارد و این موضع غیر قابل تغییر مسکو است».

 اما در خبری که تا این لحظه سایت وزارت خارجه روسیه به زبان روسی و انگلیسی منتشر کرده است، هیچ اشاره ای به جمله ی یاد شده، چه به صورت مستقیم و چه به صورت تلویحی نشده است و حتی یک کلمه درباره تمامیت ارضی ایران متنی وجود ندارد. دلیل تفاوت دو متن رسمی چیست؟

 اگر روس ها چنین مواضعی را اعلام کرده، اما در اسناد رسمی علنی خود منتشر نمی کنند، چه مفهومی دارد؟ و اگر چنین نگفته اند، چرا در وبگاه وزارت خارجه ایران این گونه نقل می شود؟ ممکن است گفته شود که روس ها به شکل، خصوصی این مواضع را بیان کرده اند. این عذر درستی نیست. نمی توان پذیرفت، روسیه درباره ی جزایر سه گانه با اعراب اطلاعیه علنی و رسمی بدهد، اما با ایران خصوصی و غیر رسمی سخن بگوید. این نکته ایست که از آن باید به عنوان دکان دو نبش دیپلماسی روسی و ساده اندیشی دستگاه وزارت خارجه ایران یاد کرد.

 گویا وزارت خارجه ایران و رسانه های همسو، بیشتر تلاش خود را معطوف به کنترل خشم مردم ایران نسبت به مواضع روسیه کرده اند و به جای فشار بر روسیه برای تصحیح مواضع غلط، به توجیه افکار عمومی مردم ایران می پردازند. حال آن که دستگاه وزرات خارجه ی ما باید بداند، که نماینده منافع ایران است، نه نماینده روسیه در ایران!

در همین نقل قول وبگاه وزارت خارجه ایران از لاوروف، هیچ اشاره ای به جزایر سه گانه در بیان لاوروف نشده است. صرفا از احترام به تمامیت ارضی ایران سخن به میان آمده که یک بیان کلی است و بعید است وزارت خارجه تفاوت در معنی این سخن را نداند.

طبیعتا انتظار نمی رود که روس ها رسما اعلام کنند تمامیت ارضی کشور دیگری از جمله ایران را قبول ندارند؟ ابتدا بر سر یک سرزمین مشخص، مناقشه ی حقوقی ایجاد می کنند و سپس آن را از حوزه ی تمامیت قابل احترام، خارج می سازند، و الا هرگز آن بیانیه ی نامعقول و واهی در مراکش امضاء نمی شد.

 این درست است که عرصه ی روابط بین الملل، عرصه ی مردی و نامردی نیست، اما همه می دانیم که سیاست خارجی قدرتمند، موجب پایداری ائتلاف ها می شود و چنین سیاست خارجی از دل شناخت منافع ملی، توان، اقتدار و حمایت داخلی، درک روابط و تحولات بین الملل ، بر ساخت پیمان های راهبردی، داشتن ثبات و قابلیت انعطاف و مدیرانی با نگاه استراتژیک و کارآزموده حاصل می شود. به نظر می رسد در شرایط فعلی، شناخت دقیقی از ماهیت و رفتار همسایه ی شمالی در دستگاه سیاست خارجی ما وجود ندارد و همسایه ی شمالی نیز از عدم توازن و ضعف های راهبردی سیاست خارجی ایران سوء استفاده می کند.

باید به اقتدار، توازن و راهبردی برسیم که برای روس ها، روشن شود در صورت تکرار یا تصحیح نشدن این خطا، سطح روابط، به واقع تنزل می یابد و آن که بیشتر زیان می بیند روس ها هستند، نه ایران! و الا نه تنها شاهد تکرار این خطاها از سوی روسیه، بلکه چه بسا در دومینوی تعریض به تمامیت و منافع کشورمان از سوی قدرت های دست چندم جهان و منطقه قرار خواهیم گرفت.
در این مجال بر ضرورت اصلاح ساختار وزارت خارجه و ارتقاء کیفیت نخبگی این نهاد استراتژیک تاکید می شود. مکررا شاهد هستیم که چه بسیار هزینه ها برای منافع اندک پرداخته می شود و چه بسیار ائتلاف ها و پیمان ها و تعهدات نیمه کاره می ماند. بسیاری از مسئولان کشور هم که گویا متوجه زخم های حقوقی، اعتبار بین المللی و یا عدد و رقم های اقتصادی و یا خسارت های معنوی به غرور ملت نیستند. این مسئولیت ناپذیری، فقر پیشبینی و جهان نادیدگی در سطوح بالای مسئولیت در ایران نگران کننده است. در جهان امروز، بر اساس یافته های مراکز مطالعات استراتژیک و دپارتمان های غرب شناسی و شرق شناسی تراز اول، و با حضور برجسته ترین نخبگان با نگاهی علمی و راهبردی، روابط بلند مدت با دیگر قدرت ها و ملت های جهان تنظیم می شود، نه در حلقه های بسته و محدود از عناصر نورچشمی جناحی و نه با شعارهای کم پشتوانه و حزبی!

  از رسانه های معتبر و مستقل داخلی نیز انتظار می رود، در انتشار اخبار رویکرد تحقیقی تری اتخاذ فرمایند. به ویژه، می دانیم شکاف آشنایی با زبان های خارجی و عدم بهره مندی مستقیم از منابع اصلی و همچنین ضعف در سواد رسانه ای از نقاط اشکال بسیاری از مسئولان عالی کشور است و همین سبب شده است که بعضا با ترجمه های ناقص و غلط و ذکر مطلب از منابع ضعیف و سفارشی، مطالبی را به ایشان بقبولانند، که واقعیت ندارد و بعضا پیامدهای سنگینی را به
کشور تحمیل نمایند.