در مقطع فوق ليسانس استادي داشتم كه بسيار با سواد و البته بد اخلاق بود.

داستان شبانگاهی

با همه احترامي كه ايشان براي من قائل بود حرفي زدكه بعدها عمق انرا فهميدم. ايشان فرمود : تركيب بي سوادي و جاه طلبي و فقر مي تواند فاجعه به پا كند، تو از كجا ميداني كه اين ادم در اينده به پست و مقام مهمي نرسد؟ بگذار تو و من عامل اين فاجعه نباشيم...

در مقطع فوق لیسانس استادی داشتم که بسیار با سواد و البته بد اخلاق بود.
یکی از دانشجویان که بسیار کم سواد و دیر فهم و در عین حال جوان و جاه طلب ( به همه میگفت دکتر ! تا خودش را دکتر صدا کنند) بود، با یک نمره می توانست به معدل ١۴ برسد و برود برای پایان نامه.

استاد سالخورده ما به هیچ عنوان زیر بار نمی رفت.
من علیرغم میل باطنی به سراغ این استاد محترم رفتم و گفتم ایشان پسر خوبیست و فقیر است و اینجا اجاره منزل ندارد( دانشگاه در محله گرانی بود).

با همه احترامی که ایشان برای من قائل بود حرفی زدکه بعدها عمق انرا فهمیدم.
ایشان فرمود : ترکیب بی سوادی و جاه طلبی و فقر می تواند فاجعه به پا کند، تو از کجا میدانی که این ادم در اینده به پست و مقام مهمی نرسد؟
بگذار تو و من عامل این فاجعه نباشیم…