پروژه ای جواهر درمرند به نعل پوسیده تبدیل شد

پروژه جواهر مرند قرار بود جواهری برای شهر باشد؛ اما ظاهراً سالهاست بیشتر از آنکه «جواهر» باشد، به معمایی بیپایان تبدیل شده است!
این پروژه از سال ۱۳۹۲ آغاز شده و در طول این سالها حدود ۱۵ شهردار را به خود دیده است؛ شهردارانی که آمدند، رفتند، وعده دادند، توضیح دادند، اما پروژه همچنان سر جای خودش باقی مانده است!
روایتهای مختلفی درباره سرنوشت سرمایهگذاران این پروژه وجود دارد. گفته میشود نخستین سرمایهگذار، فردی بومی و اهل مرند بود که پروژه را تا مرحله قابلتوجهی پیش برد، اما در ادامه موضوع ماده ۴۸ مطرح شد و مسیر پروژه تغییر کرد. همچنین درباره مشکلات مالی سرمایهگذاران و نبود هماهنگی میان مدیریت شهری و شورا نیز مطالب و انتقاداتی مطرح شده که نیازمند شفافسازی رسمی مسئولان است.
حالا چند سالی است پای سرمایهگذار دیگری در میان است؛ اما ظاهراً هر روز یک تصمیم، یک حرف و یک ساز جدید!
یک روز شورا، یک روز شهرداری، یک روز سرمایهگذار؛ اما آنچه برای مردم همچنان نامعلوم مانده، اصل ماجرا و مفاد شفاف قراردادهاست.
بالاخره سهم شهرداری و سرمایهگذار چند درصد است؟
آورده هر طرف چقدر بوده؟
چه میزان از تعهدات انجام شده؟
پروژه دقیقاً چه زمانی باید به پایان میرسید؟
و مهمتر از همه، چرا بعد از این همه سال هنوز مردم پاسخ روشنی دریافت نکردهاند؟
در سال ۱۳۹۴ نیز موضوع پروژه با حساسیت ویژهای دنبال شد و حتی مسئولان مختلف شهرستان از آن بازدید کردند؛ اما امروز، سالها بعد، همچنان همان سؤال قدیمی باقی است:
پس جواهر مرند چه شد؟!
مردم مرند نه وعده جدید میخواهند و نه جلسهای دیگر برای عکس یادگاری؛
مردم گزارش شفاف میخواهند.
اگر همهچیز قانونی و شفاف است، چرا قراردادها و سهم طرفین بهصورت روشن برای افکار عمومی منتشر نمیشود؟
اگر مانعی وجود دارد، مانع دقیقاً چیست و چه کسی مسئول رفع آن است؟
و اگر کوتاهی یا اختلافی در میان بوده، چه کسی باید پاسخگوی سالها بلاتکلیفی این پروژه باشد؟
اینها اتهام نیست؛ سؤالهای افکار عمومی است.
جواهر مرند سالهاست منتظر پایان داستان است؛
اما ظاهراً هنوز کسی حاضر نیست فصل آخر این داستان را برای مردم بخواند.
مردم حق دارند بدانند پشت این سالها تأخیر و تغییر تصمیمها چه گذشته است؛ نه با شایعه، بلکه با سند، قرارداد و گزارش رسمی.
نویسنده: رحیم اصیبل میابی




