۸۱۲۷۰۸۱۹۹_۱۲۶۹۳۸

بسم الله النور علی النور
مرگ روح اجتهاد
((للمصیب اجران وللمخطی اجر واحد))
محقق که نظرش درست باشددوپاداش داردواگر به خطا رفته باشد یک پاداش.
روز جمعه بود بتاریخ ۳۰/۸/۱۳۹۳ بعداز نماز صبح برنامه ای زیارتی وسیاحتی داشتیم با نیروهای پایگاه مقاومت محله ایمان .تا به نوجه مهر که روستائی است دارای امام زاده . من علاقه داشتم با دوستان باشیم .ولی ازبس که روز جمعه هیات عزاداران موکب شهرستان مرند صبح جمعه های تا نیم ساعت مانده به نماز برنامه در منزل یکی از همکلاسهای قدیمی مان که یک سید بزرگوار است دارند،خدا پدرشان بیامرزد مرد مومن وبا بنده همیشه سلام علیکی داشتیم. بجاست تقدیر وتشکر خودرا از کلیه حاضرین این هیات که از هیات عزاداری سطح شهرستان مرند شرف حضورداشتند وبخصوص مدیریت این هیات عزاداران موکب مرند وحومه را از صمیم قلب ابراز نمایم . از نظر وقت شناسی وتقسیم بالسویه وقت بین مداحان ومهمان نوازی .و نظم حاکم بر جلسه . جای افتخار است مدیریت این هیات توسط شخصیتهائی است که دارای سخنوری رسا و اگاه به فن سخنوری اسلامی و مداحی هستند. اگر نام نبرده شود از موضوع لم یشکر المخلوق لا یشکر الخالق بدور خواهد بود .به دور از هر گونه شبه انگیزی که ممکن است در بعضی اذهان چیزی دیگری تلقی گردد که من از حالا حلال میکنم .از آقایان مدیریت هیات عزاداران موکب مرند وحومه بخصوی آقایان : حاج علیرضا جبرئیلی و حاج محمد کارکن که افتخار مرند میدانم تشکر خودرا اعلام میدارم . ودر یکی از اعیاد مبارکه تجلیل عملی خودرا ابراز خواهم نمود.حال.
تصمیم گرفتم بعداز برنامه روزانه ام که یک ساعت صبح بررسی اخبار از طریق اینترنت بود بخصوص اخبار مذاکره هسته ای به هیات بروم.رفتم عجب عزاداری بود از خدا میخواهم بلبلان صادق امام حسین ع را وبلبلان نمازخاندان آل محمد ص را محفوظ بدارد.عجب عزاداری بود.هنگام عزاداری وگریه وزاری که یک مداح مهمان از تبریز هم بودندبنده با چشمان گریان محققانه دور برم را رصد می زدم . تااینکه موضوع سال ۸۳ که مقاله ای تحت عنوان از کلینی تا خمینی داشتم بیادم افتاد .تصمیم گرفتم دراین راستا قلم فرسائی نمایم . موضوع سال ۸۳ با موضوعیت (از کلینی تا خمینی ) ب.د که طی مطلب ذیل می آید.
زمانی که دانشجو بودم وقبل از دوره دانشجوئی به اصل مترقی علمی وعقلی اسلام ( موضوع تقلید ) و ( اجتهاد ) و ( پیروی از مجتهد ) جامع الشرایط حساس بودم این موضوع را از ( بابای بزرگم بنام مرحوم شادروان آقای حسن مددی ، پدر مادریم ) وپدر و مادرم یادر گرفتم .همیشه پدرم در زمان دعا میکرد خدایا یک لحظه مارا بدون قرآن ، ایمان ، امام ، ریش سفیدی قرار مده .من همیشه از کلمه امام وریش سفید سوال میکردم .جواب میداد در جامعه ایکه اهل آن جامعه امام خودرا نشناسد .آن جامعه مرده است . امام ما درزمان غیبت امام زمان عج است چون ما به آقا دست رسی ندارذیم مراجع تقلید نائب امام زمان هستند. خلاصه به این موضوع علاقه وافر داشتم. واز طرفی نگران این اصل مترقی از باب راکد شدن ویا عدم پذیرش از باب عدم شناخت کافی از این اصل مترقی در بین جوانان نو رسیده بودم .همیشه سوالم از خودم این بود چرا ما را از این اصل مترقی اسلام دور نگه داشته اند. با اپیدمی شدن علم مدرک گرائی درجامعه ، در جامعه افرادی یافت میشود خودرا با داشتن یک لیسانس عالم فرض می نمایند. وقتی درباب تقلید با وی صحبت میکنید جواب داده میشود حال قدیم نیست درهر خانه لااقل یک لیسانس است . درهریک از خانه ها هم یک رساله وجود دارد .موضوع طهارت را در یک نیم ساعت آدم میتواند شرح دهد.حال بیش از ۱۴۰۰سال است این طهارت تمام نمیشود.آدم از این تحصیل کرده شرم میکند وقتی سوال میکنیم .آیا فقط موضوع اجتهاد وتقلید در طهارت است . وچندین سوال بی جواب ویا با جواب مغرضانه آدم دریافت میکند.
جای سوال اینجاست .
آیا فقط علم یک فقیه ومجتهد دریک رساله ختم میشود؟
اگر دریک رساله ختم میگردد .پس بعاز چاپ ونشر رساله موضوه اجتهاد ومقلد وتقلید چه معنائی دارد؟
مانند این جمله ها را ناشی از تهاجم فرهنگی آگاهانه دشمن میدانم که نا آگاهانه بعضی از تحصیل کرده هایمان متاسفانه آنرا قبول نموده اند. دشمن به این نتیجه رسیده است اگر می خواهد چیره بر دنیا داشته باشد با اصل مترقی اسلام یعنی اجتهاد و تقلید ومقلد را از بین ببرد تا به اهداف شوم خود برسند.
آیا ماموریت یک مجتهد جامع الشرایط بعداز چاپ ونشر رساله پایان می پذیرد؟؟؟؟
بعضی از افراد که علاقه ای به امر اجتهاد ندارند متاسفانه خودشان دارای مدرک تحصیلی عالی دانشگاهی دریک رشته دارندوقتی صحبت از علم وی میکنیم زود میگوید من دراین علم به اجتهاد رسیده ام .!! ولی افسوس با لج بازی که در خود ایجاد نموده است از قبول نمودن اجتهاد ومجتهد وفقیه که احکام الهی را از منابع چهارگانه ( قرآن ، سنت ، اجماع ف عقل ) بر آورد میکند وفرد ویا جامعه را زیک موضوع خطر ناک نجات میدهد قبول ندارد. معترضین میگویند خداوند در آیه ۳ سوره مائده (( الیوم اکملت لکم ذینکم واتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا)) (( امروز دین شما را کامل کردم ونمعت خود را بر شما تمام نمودم واسلام را آیین شما پذیرفتم )). اینگونه مطالب مرا برآن داشت درسال ۸۳ موضوع تقلید را با نام ((از کلینی تا خمینی )) تحت بررسی فکر کوچکم قرار دهم .
بله از آیه فوق چنین استنباط میگردد که اسلام حق هیچگونه قانون گذاری را برای فقیه قائل نبوده ، بلکه آنها را موظف به استخراج احکام الهی از منابع چهارگانه ( قرآن ، سنت ، اجماع ، عقل ) فوق میداند.
دراین مورد علامه طباطبائی در المیزان آورده است ، پس از نزول این آیه احکام دیگری بر اساس چهار منبع تحقیثق اسلامی ( قرآن ، سنت ، اجماع ،عقل ) در جامعه مسلمین توسط پیامبر گرامی اسلام تبیین وترویج گردیده است .
قبول داریم ، اصول دین مبین اسلام به هیچ عنوان تقلید بردار نبوده است .جوازی برای اجتهاد دراین موردصادر نشده است .
بنابراین توصیه وتاکید موثر اسلام به امر اطاعت وپیروی از فقیه جامع الشرایط در فروع دین ومسائل روزمره زندگی است که فقیه با تفحص وتعمق در منابع چهارگانه فقه ( قرآن ، سنت ، اجماع ، عقل ) ، ونیز اگاهی از شرایط زمان ومکان ، میتواند به عنوان منبعی مطمئن جهت راهنمائی اسنان به صراط المستقیم وهوشیاری در مقابل آفت های گوناگون در مسیر زندگی ، ارتباط مستقیم ونزدیک با سایر افراد جامعه داشته باشد.
پس لازم است اجتهاد را بشناسیم.
اجتهاد : مسئولیت مشخص وسنگین مذهب تشیع است.
اجتهاد: بر دوش عالم محقق گذاشته مبشود، تا بر خسب پیشرفت علم و آگاهی مردم ، تلقی وبرداشت مذهب را در ذهن واندیشه و دریافت علمی زمان تحول ببخشد. وتحقق اسلام و مکتبش را برحسب بیاز زمان و به میزانی که در هرزمان امکان کشف و فهم بهتر آن حقایق میرود ممکن کند .
اجتهاد : رسالت بزرگ عالم است که بر اساس احکام واصول مکتب بزرگی که در اختیار دارد وبر حسب نیاز وحرکت وضرورت زمان که در آن می زید ومذهبش نیز باید زنده بماند.
اجتهاد : بایثد به احکام وبرداشت ها وفهم تازه متناسب با زمان و متناسب با نیاز زمان وضرورت بشر و نسل این زمان دست بیازد و استنباط واستخراج شان کند تا مذهب در چهار چوب شرایط کهنه گذشته که دیگر گذشته است نماند .و منجمد نشود واز زمانش پس نیفتد.
اجتهاد : یکی از اصوال بزرگ تشیع علوی است کهئعلمای ما افتخارشان به ایت است وافتخار تشیع به اجتهاد.
اجتهاد : جامعه از نظر علمی میتواند همیشه به خودش حالت تهاجمی بدهد .
اجتهاد : از لحاظ ایدئولوژی نوسازی فکر میکند ویک انقلاب فکری است درطول زمان که هر گونه توقف ندارد.
اجتهاد : بر جسته ترین شاخصه روح علمی وبینش اعتقادی اسلام است .
اجتهاد: هدفش نه تنها تطبیق احکام اسلامی با احتیاجات نوین وهماهنگی با حرکت زندگی جدید ، بلکه خلق این احتیاجات و تحریک و هدایت زندگی باشد.
اجتهاد : نه تنها موجب میشود که اندیشه اسلامی در قالب های ثابت زمان متحجر نشود وفهم مذهبی و قوانین و احکام دینی به صورت سنت های راکد وتعبدهای موروثی واعمال تکرای وعبث وبی روح در نیاید ودر مسیر تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی ومرگ وزاد نیازها ومقتضیات زندگی از حرکت باز نایستد وبا زمان وزمینه جدید بیگانه نگردد.وهمواره نو بماند ومترقی وضروری ریال بلکه عاملی بود مه طرز تفکر اسلامی ، پیشاپیش زمان ، همواره در حرکت وکمال باشد ودر طی تاریخ ، توسعه وتکامل وغنای بیشتری یابد.ونه تنها از زمان عقب نیفتد بلکه زمان را با خودش به جلو براند واز رکود و توقف روح اجتماعی وفکری ، علمی جامعه اسلامی مانع گردد.
با توجه به مراتب فوق به نقطه ای رسیدم که مطرح نمودن آن را در جامعه خود ننگ میدانم ولی باید قلم بنویسد تا حقایق روشن گردد . آن موضوع موضوع :
((مرگ روح اجتهاد)است .
اما اعتقاد ما براین است مهئ عاملی که حرکت روح اسلامی را درمسیر زمان سد کرده است و فرهنگ وبینش اسلامی را کهنه ومتحجر ساخت ، مرگ روح اجتهاد وتقلید است.
اجتهاد، عامل بزرگ حرکت وحیات ونوسازی همیشگی فرهنگ وروح ونظام علمی و حقوقی اسلام در طی ادوار متغیر و متحول زمان است.
پس باید (((در فرو بسته اجتهاد فکری وعملی اسلام در بین افراد جامعه دوباره گشوره شود.)))
خوشبختانه بزرگترین افتخار وامتیاز علمی شیعه در طول تاریخ فکر وفرهنگ اسلام ، باز نگهداشتن (( باب اجتهاد ))بوده است وبرتری فقه شیعی بر دیگر مذاهب فقهی که پس از ابو حنیفه و مالک وشافعی و احمد بن جنبل بسته شد، در همین است که راه تحقیق تازه واستنباط وحتی وضع احکام و قوانین جئدید را برای نسل ها وعصرها با ز گذاشتندتافهم وفکر وعلم نمیرد.وبدین معنی است که عمق وارزش واقعی این سخن پیامبرانه پیامبر امی اسلم را دریکی از وجوه معنایش میتوان درک کرد .که (( اختلاف علماء امتی رحمه )) واز این روست که شیعه معتقد است که اگر محققی در اجتهاد علمی خویشتن به خطا رود ونظریه ای غلط بدهد باز هم پاداش خویش را خواهد داشت .چه :
((للمصیب اجران وللمخطی اجر واحد))
(((محقق که نظرش درست باشددوپاداش داردواگر به خطا رفته باشد یک پاداش.)))
باید روشن فکران جامعه بخصوص در جامعه فعلی ما بر روحانیت وسخنوران منابر وصاحب نظران متدین بخصوص درمحافل عزاداری و نماز جماعات ودرجمع های کوچک تکلیف است جهت جلوگیری از مرگ فهم و فکر وعلم وبخصوص مرگ روح اجتهاد زبان بگشاندتا باب موضوع اجتهاد وتقلید ومقلد بسوی نابودی نرود که انشاالله با یاری خداوند منان و وامام زمان عج قائم ال محمد این نقشه شوم تشیع صفوی که طرح دشمنان مکار دین اسلام است را نقش بر آب نمایند .
در این مطلب مختصری از تقلید آورده ام که انشاالله در نوشته های بعدی موضوع تقلید ومقلد بیان خواهد شد.
تقلید : باید آگاهانه ومنطق و ساز وکار با مبانی اعتقادی ونیاز اجتماع باشد.این یک کار مترقی است . یک نوع فرگیری وهوشیاری مقلد.
تقلید : عاملی است که انسان عقب مانده را به انسان پیشرفته تر نزدیک می سازد.
تقلید: تقلید کور کورانه ومیمون وار عامل در جا زدن و درماندگی .بردگی وذلت است.
تقلید : راهی موقت برای عبور از آن بسوی استقلاب وخلاقیت وابتکار می باشد.
تقلید: باید نادان از دانا ، بیمار از طبیب ، منحط از مترقی ، نا آشنا از متبحر ومتخصص انجام گیرد.