استراتژی سخنگو با رویکردها و مخاطبان متفاوت

جوان فردا : باید سخنگو ها سه اصل مهم ذیل را در حافظه بلند مدت خود نگه دارند و در جهت استفاده از آن کپی پست درحافظه کوتاه مدت خود نمایند

اِتوس (ethos)
پاتوس (pathos)
لوگوس (Logos)

 استراتژی سخنگو با رویکردها و مخاطبان متفاوت

نویسنده : ر _ میابی

درجه کارشناسی : کارشناسی ارشد

رشته : حقوق عمومی

مقدمه 

سخنی با سخنگوها

بعداز بررسی های سخنان چندین سخنگوی سازمانها وادارات بخصوص شوراها در شهرستانهای کلان و کوچک لازم دیدم با توجه به حساسیت مسئولیت سخنگو بخصوص درزمان مدیریت بحران شرایط انتخاب سخنگو و سخن گفتن سخنگو را دراین مقاله یاد آور شوم
هرچند شنیدن اخبار موثق از عملکرد سازمانها وادارات ومسئولین برای مردم جامعه یک حق عمومی است باید هر سازمانی و اداره ای واحدی را مبنی بر روابط عمومی تعیین کنند ویا سخنگوی برای ارائه گزارش اانتصاب نمایند. ولی سازمانهای آگاه و معتقد به علم و هنر سخن گفتن در انتخاب و انتصاب سخنگو وسواس علمی دارند با اجرا آزمون های مختلف وبرگزاری جلسات خبرنگاری قبل از استخدام اقدام به گزینش می نمایند.

باید در گزینش وانتخاب یا انتصاب  سخنگو به موارد ذیل توجه خاص شود .

۱)  شخصیت فردی

۲) شخصیت اجتماعی

۳) اخلاق انسانی

۴) اخلاق مذهبی

۵)کم حرف  بودن

۶) عدم دهن لقی

۷) علم مرتبط

۸)معتقد به پایداری سازمانی

۹)مسلط به هنجارها ونا هنجارهای رسانه ای

۱۰) اطلاع از وجود بحران

۱۱) داشتن تجربه کافی در امر مدیریت بحران

۱۲) دوری از فرهنگ تخریب دیگران

۱۳) احساساتی نبودن

۱۴) آشنا به سواد رسانه ای

۱۵) داشتن فرهنگ ارتباطی و…

باید سخنگو ها سه اصل مهم ذیل را در حافظه بلند مدت خود نگه دارند و در جهت استفاده از آن کپی پست درحافظه کوتاه مدت خود نمایند

اِتوس (ethos)
پاتوس (pathos)
لوگوس (Logos)

ولی جای تاسف است که روابط عمومی های سازمانها وادارات و نهادها در ایران اسلامی بطور مدار بسته می باشند.

****

اصل مطلب 

بلاغت یا فن بیان

بلاغت یا فن بیان، هنر باستانی و دانش متقاعد کردن دیگران است. متأسفانه در قرن بیست و یکم، این هنر از ارتباطات روزانه فاصله گرفته است. با وجود این، چه بخواهیم چه نخواهیم همه‌ی فعالیت‌های بشری، مرتبط با فن بیان هستند.
فن بیان، در حقیقت انتخاب استراتژی‌ها و رویکردهایی برای برقراری ارتباط با دیگران است. این ارتباط ممکن است نوشتاری، گفتاری و حتی دیداری و شنیداری باشد. زمانی که ما با قشرهای مختلفی از مخاطبان در مورد یک موضوع واحد صحبت می‌کنیم، برای هر طیف از مخاطبان، رویکردهای متفاوتی اتخاذ می‌کنیم. موضوع مورد بحث، یکسان است اما استراتژی ما با توجه به مخاطب تغییر می‌کند؛ گاهی با جزئیات همراه است و گاهی کلی‌تر عنوان می‌شود و مواردی از این دست.
نحوه‌ی ارتباط برقرار کردن شما و مطالبی که عنوان می‌کنید تحت تأثیر عوامل زیر هستند:
• نویسنده، مؤلف، سخنران ، گوینده یا سخنگوکه با عنوان ریتور (rhetor) شناخته می‌شود؛
• مخاطب، که به سه دسته تقسیم می‌شود: مخاطبان اولیه، مخاطبان ثانویه و مخاطبان گروه سوم؛
• موضوع بحث؛
• هدف بحث که آن هم مثل مخاطب به سه دسته‌ تقسیم می‌شود؛
• زمینه و فرهنگی که یک بحث در قالب آن شکل می‌گیرد.
زمینه و فرهنگی که بحث در قالب آن شکل می‌گیرد بر سایر بخش‌های یک موقعیت مباحثه و گفت‌و‌گو یعنی بیان‌کننده، مخاطب، موضوع و هدف، تأثیر می‌گذارد.
اصول سه‌گانه‌ی سخنوری که ارسطو بیان کرده است، شامل اتوس (ethos)، پاتوس (pathos) و لوگوس (logos) است. این سه اصل در قالب کایروس (kairos) که مرتبط با زمان صحیح و اقتضای شرایط است قرار می‌گیرند. هرکدام از این سه اصل ممکن است به تنهایی در یک مباحثه و گفت‌و‌گو مورد استفاده قرار بگیرند، اما بهتر است یک گفت‌و‌گو و بیان تأثیرگذار، ترکیبی از این سه اصل را در بر بگیرد.
در ادامه این سه اصل را بیشتر توضیح می‌دهیم.

اصل اول: اِتوس (ethos)

اتوس یا ایتوس واژه‌ای یونانی به معنای شخصیت و منش است. این اصل به شخصیت فرد به خصوص تسلط و تخصص او در موضوع بحث، مرتبط است. البته ایتوس گاهی با اتیک (ethics) یا اصول اخلاقی اشتباه گرفته می‌شود. با وجود این، اتیک در واقع یکی از جنبه‌های ایتوس یا شخصیت یک سازمان یا یک فرد است.
چیزهایی مثل شهرت یا تأیید شدن از طرف دیگران، بر اساس ایتوس شکل می‌گیرد. برای اینکه اهمیت ایتوس را درک کنید به این مثال توجه کنید: زمانی که یک خمیردندان از طرف انجمن دندانپزشکی آمریکا تأیید می‌شود، بسیار بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد تا زمانی که یک فرد بدون تخصص پزشکی آن را تأیید می‌کند.
در عین حال، مفهوم ایتوس زمانی که در تبلیغات مورد استفاده قرار می‌گیرد، کمی پیچیده می‌شود. مثلا گاهی اوقات افراد یا سازمان‌هایی دارای ایتوس قوی هستند نه به این خاطر که در زمینه‌ی مورد نظر حرفه‌ای هستند یا تخصص دارند، بلکه به این دلیل که نتایج ایده‌آل و فواید یک محصول را اثبات می‌کنند.
برای درک این موضوع به مثال سوفیا ورگارا (Sofia Vergara) توجه کنید. ورگارا بازیگری است که به خاطر بازی در کمدی تلویزیونی خانواده‌ی امروزی (Modern Family) به شهرت رسیده‌ است. شخصیت او به عنوان یکی از بازیگرهای جذاب دنیا، او را به فردی مناسب برای تبلیغ یا معرفی محصولات زیبایی تبدیل کرده است. او نه تنها به خاطر بازیگر بودن، بلکه به خاطر جذاب بودنش شهرت دارد. بنابراین تعجبی ندارد که این بازیگر را به عنوان سخنگو، معرف و تبلیغ‌کننده‌ی بسیاری از محصولات مرتبط با زیبایی و بهداشت شخصی، از لوازم آرایش کاورگرل (Cover Girl) گرفته تا شامپوی هد اند شولدرز (Head and Shoulders) ببینیم.
در مورد آخر یعنی شامپوی هد اند شولدرز، مقبولیت و جذابیت ورگارا بیشتر به چشم می‌آید. بسیاری از محصولات هد اند شولدرز تخصصی و ضدشوره سر هستند. شوره‌ی سر هم به هیچ عنوان تناسبی با زیبایی ندارد. ورگارا در تبلیغات این محصول حاضر شده و در آنها تأکید می‌کند که خود و خانواده‌اش بیش از ۲۰ سال است که از شامپوهای هد اند شولدرز استفاده می‌کنند.
این شرکت برای معرفی محصولات خود به افراد و به خصوص زنانی که از مشکل شوره‌ی سر رنج می‌برند از ورگارا به عنوان یک زن مقبول و زیبا استفاده کرده‌ است. تأکید ورگارا بر این مسئله که خودش و خانواده‌اش سال‌هاست از این شامپو استفاده می‌کنند، باعث می‌شود که بسیاری از افراد ناخودآگاه تصور کنند که بخشی از زیبایی ورگارا به خاطر استفاده از این شامپو شکل گرفته است.
اصل دوم: پاتوس (pathos)

پاتوس بر احساسات مخاطبان تأکید دارد. امروزه از این اصل هم برای تحریک احساسات مثبت و هم احساسات منفی استفاده می‌شود. یک سخنران، نویسنده، مؤلف یا به عبارتی یک ریتور، می‌تواند احساسات مخاطبان را در مورد یک موضوع خاص تغییر بدهد یا احساسات خاصی را در آنها برانگیزد.
به گفته‌ی ارسطو، احساسات در واقع همان حس‌هایی هستند که می‌توانند بر قضاوت بشر تأثیرگذار باشند و با درد یا لذت همراه هستند؛ احساساتی از قبیل خشم، ترحم، ترس، دوست داشتن و … .
برای صحبت کردن درباره‌ی هرکدام از این احساسات، باید آنها را در سه بخش مدیریت کنیم. به عنوان مثال، احساس خشم را در نظر بگیرید. در مورد خشم باید مشخص کنیم که:
۱٫ وضعیت ذهنی افراد خشمگین به چه شکل است؟
۲٫ افراد معمولا در ارتباط با چه کسانی احساس خشم می‌کنند؟
۳٫ در چه زمینه‌ای دچار خشم می‌شوند؟
با توجه به این استدلال ارسطو، احساسات در مرکز تصمیم‌گیری‌های ما قرار دارند حتی اگر ما از آنها آگاهی نداشته باشیم، به شکل ناخودآگاه بر قضاوت و تصمیم‌گیری ما تأثیر می‌گذارند.
اگر یک ریتور تمایل دارد که گروهی از مخاطبان خاص را متقاعد کند باید از نحوه‌ی تسلط بر احساسات با توجه به موضوع و مخاطب مورد نظر، اطلاع داشته باشد. با پرسیدن سؤال‌هایی از این دست که چه چیزی مخاطب را عصبانی یا خوشحال می‌کند؟‌ چه کسی یا چه عاملی باعث برانگیختن احساس خشم یا لذت در مخاطب می‌شود؟ یا چرا مخاطب مورد نظردریک زمینه‌یخاص عصبانی یا خوشحال می‌شود؟ دانستن پاسخ این سؤال‌ها، به ریتور کمک می‌کند تا برای یک مباحثه‌ی عالی، آمادگی کسب کند. با این کار، مقدمات اثبات و شناسایی استدلال‌های مقابل فراهم می‌شود.
اصل پاتوس گاهی اوقات تأثیر زیادی دارد به نحوی که بر کل بحث غالب می‌شود چرا که احساسات به طور کلی در بشر غالب است. زمانی که احساسات به اندازه‌ی کافی قوی باشد، می‌تواند از منطق و استدلال سبقت بگیرد. کمپین‌های سیاسی نمونه‌های خوبی از تأثیر پاتوس هستند. تبلیغات سیاسی، معمولا روی ترس‌ها و امیدهای گروه‌های مختلف جمعیت، مانور می‌دهند.
به عنوان مثال، تبلیغات سیاسی را در نظر بگیرید که بر رأی‌دهندگان مسن و بازنشسته تمرکز دارد و ادعا می‌کند که یک کاندیدا برنامه‌هایی برای حذف برنامه‌های حمایتیِ اجتماعی مثلا برنامه‌ی ملی بیمه‌ی اجتماعی دارد. این نوع تبلیغات برای اینکه موفق باشند نیازی ندارند که شواهد، مدارک یا حقایقی ارائه کنند، چرا که بر ترس‌ها و نگرانی‌هایی که مخاطبان مورد نظر در مورد مسائل اقتصادی و خدمات پزشکی دارند، تأکید کرده‌اند و از آنها به نفع خود استفاده کرده‌اند.
فراموش نکنید که پاتوس در مورد وضعیت احساسی مخاطبان است نه گوینده یا ریتور.
اصل سوم: لوگوس (Logos)
این اصل، وابسته به استدلال منطقی است. لوگوس در واقع بر وضوح، صحت و ثبات یک بحث تأکید دارد. یک گوینده یا ریتور با ارائه‌ی ادعاهای معقول و پشتیبانی از آنها با اثبات منطقی، این اصل را در مباحثه و مناظره مورد توجه قرار می‌دهد. اثبات منطقی باید بر اساس حقایق و آمار و داده‌های صحیح صورت بگیرد.
با این حال، بحث‌های منطقی و مستدل در میان همه‌ی مخاطبان، زمینه‌ها، فرهنگ‌ها و زمان‌ها، فراگیر نیست. اینکه یک مخاطب چه استدلالی را منطقی و قابل قبول در نظر بگیرد تحت تأثیر عوامل متعددی چون ارزش‌ها و اعتقادات مخاطب است. علاوه بر این، به مرور زمان، همان‌طور که اطلاعات ما افزایش می‌یابد، آمار و ارقامی که می‌توانیم از آنها در بحث‌ها کمک بگیریم، گسترش پیدا می‌کنند.
به عنوان مثال، برخی از افراد معتقدند که سازمان غذا و داروی آمریکا بخشی از توطئه‌ی پنهان کردن مدارکی دال بر مضر بودن واکسن‌های رایج و تأثیر آنها بر ابتلا به بیماری‌های جسمی و روانی است. با اینکه تحقیقات وسیع و شواهد زیادی از سراسر دنیا نشان می‌دهد که واکسن‌های رایج، ایمن هستند و مشکلی برای انسان به وجود نمی‌آورند.
برای کسانی که معتقد به توطئه هستند، شواهد و مدارک علمی نمی‌تواند منطقی و معقول باشد، چرا که آنها تصور می‌کنند نتایج این تحقیقات ممکن است از طرف سازندگان واکسن‌ها، برنامه‌های تحقیقاتی که با هزینه‌ی این سازمان انجام می‌شوند یا از طرف محققانی باشد که ارتباطی با این سازمان یا سایر سازمان‌های دولتی دارند. اما با وجود این، برای دیگر مخاطبان که فقط در مورد فواید و دلایل واکسیناسیون شک دارند، همان نتایج مطالعات و داده‌های پزشکی می‌تواند متقاعدکننده باشد.

کایروس (kairos)

کایروس واژه‌ی یونانی به معنای زمان است. در اسطوره‌شناسی یونانی، کایروس، جوان‌ترین پسر زئوس، خدای فرصت‌ها بود. در مورد فن بیان و بلاغت، کایروس به معنای زمان مناسب و صحیح برای متقاعد کردن مخاطبان خاص در مورد یک موضوع خاص است. این اصل، نیازمند آگاهی دقیق و کامل از موقعیت‌های گفت‌و‌گو است. کایروس در واقع شناخت دقیق زمان، مکان و علت یک مباحثه برای متقاعدسازی دیگران است. مثلا همه‌ی سرمقاله‌ها و مقاله‌های سیاسی در یک نشریه با توجه به این اصل منتشر می‌شوند. نویسندگان این مقالات، پیام و ایده‌ای را که در سر دارند، با موضوعات روز پیوند می‌زنند و از فرهنگ مردمی و اخبار رایج جامعه برای انتقال پیام خود بهره می‌برند.

قسمتی از این مطلب برگرفته از: unizin