سخنرانی مسعود پزشکیان در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل را نمیتوان صرفاً یک نطق دیپلماتیک دانست. او در شرایطی پشت تریبون سازمان ملل ایستاد که تنها یک روز پیش از آن، دونالد ترامپ از همان تریبون ایران را تهدید به «نابودی» کرده بود. پزشکیان اما پاسخ خود را نه با عقبنشینی، بلکه با نمایش تصاویر قربانیان جنگ و تأکید بر مقاومت مردم ایران ارائه کرد.

تصویر رهبر پیشین ایران، تصاویر دانشآموزان کشتهشده میناب و تصاویر حمله به مجموعه ورزشی لامرد، به بخش مهمی از پیام او تبدیل شد. او تلاش کرد روایت ایران از جنگ را مستقیماً در برابر نمایندگان ۱۹۳ کشور جهان قرار دهد.
این تصاویر یک پیام روشن داشت:
جنگ فقط اعداد و نقشهها نیست؛ پشت هر حمله، انسانهایی قرار دارند که زندگیشان نابود میشود.
ایران در قلب آمریکا؛ بدون سر خم کردن
اهمیت سخنرانی پزشکیان فقط در محتوای سخنان او نبود؛ در مکان و شرایط بیان آنها نیز بود.
او در نیویورک، در قلب آمریکا، در برابر قدرتی که ایران را تهدید به نابودی کرده بود، گفت ایران در برابر فشار و تهدید تسلیم نخواهد شد و در عین حال راه مذاکره را نیز نمیبندد.
این دو گزاره در کنار یکدیگر اهمیت دارند:
قدرت برای دفاع، و دیپلماسی برای حل اختلاف.
از نگاه روایت رسمی ایران، مذاکره زمانی معنا دارد که طرفین با زبان برابر صحبت کنند، نه اینکه مذاکره زیر سایه تهدید نظامی انجام شود.
اقتدار ایران؛ فراتر از قدرت نظامی
اقتدار ایران را نباید فقط در تعداد موشکها، هواپیماها یا تجهیزات نظامی خلاصه کرد.
اقتدار یک ملت مجموعهای از عوامل است:
مردم، سرزمین، تاریخ، دانش، اقتصاد، فرهنگ، توان دفاعی و استقلال در تصمیمگیری.
ایران کشوری با جمعیتی بزرگ، موقعیت ژئوپلیتیکی مهم، منابع انرژی، نیروی انسانی متخصص و جایگاهی تعیینکننده در منطقه است. همین مجموعه عوامل باعث میشود ایران در معادلات منطقهای کشوری نباشد که بتوان مسائل مربوط به آن را صرفاً با فشار نظامی حل کرد.
سخن پزشکیان در سازمان ملل نیز تلاش داشت همین تصویر را منتقل کند:
ایران ممکن است تحت فشار قرار بگیرد، اما خود را کشوری نمیداند که بتوان با فشار و تهدید وادار به تسلیم کرد.
«ما تروریست نیستیم؛ قربانی تروریسم هستیم»
یکی از بخشهای برجسته سخنرانی، پاسخ پزشکیان به ادبیات دولت آمریکا درباره ایران بود.
او با اشاره به حملات به غیرنظامیان و کودکان گفت کسانی که ایران را «تروریست» میخوانند، در روایت تهران خود در جایگاه متهم قرار دارند. او تأکید کرد ایران خود را قربانی تروریسم و در حال دفاع از خود میداند.
البته اینجا باید میان ادعای سیاسی و حکم حقوقی تفاوت گذاشت. اینکه یک دولت یا رئیسجمهور، طرف مقابل را «تروریست» مینامد، بهخودیخود یک تعیین حقوقی بیطرفانه محسوب نمیشود. ارزش سیاسی سخنان پزشکیان در این بود که او روایت ایران را در یکی از مهمترین تریبونهای بینالمللی مستقیماً مطرح کرد.
آیا ترامپ در دام نتانیاهو افتاده است؟
این پرسش یکی از محورهای مهم تحلیل سیاست آمریکا در قبال ایران است.
از یک سو، دولت ترامپ بر فشار علیه ایران و جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای تأکید میکند. از سوی دیگر، اسرائیل نیز سالهاست ایران را تهدیدی اساسی برای امنیت خود معرفی کرده است.
بنابراین میتوان این پرسش را مطرح کرد:
آیا سیاست آمریکا در قبال ایران تا حدی تحت تأثیر اولویتها و محاسبات امنیتی اسرائیل قرار گرفته است؟
این پرسش البته با یک پاسخ قطعی تاریخی یا سیاسی یکی نیست. اما حتی در داخل آمریکا نیز درباره میزان تأثیرگذاری جریانهای حامی اسرائیل بر سیاست واشنگتن بحث وجود دارد.
جالب اینکه جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در تابستان ۲۰۲۶ درباره کارزارهای مرتبط با ایران گفت برخی عناصر در ساختار اسرائیل در تلاش برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی آمریکا و ادامه جنگ هستند. این سخن نشان میدهد موضوع نفوذ و تأثیرگذاری اسرائیل بر سیاست آمریکا صرفاً موضوع بحث در ایران نیست.
بنابراین تعبیر «افتادن ترامپ در دام نتانیاهو» را میتوان بهعنوان یک تفسیر سیاسی مطرح کرد؛ اما برای اثبات آن باید شواهد بیشتری درباره فرایند واقعی تصمیمگیری در واشنگتن وجود داشته باشد.
سایه اپستین بر سیاست آمریکا
پرونده جفری اپستین نیز در فضای سیاسی آمریکا همچنان محل بحث و مناقشه است.
برخی منتقدان ترامپ استدلال کردهاند که جنگ ایران باعث شد توجه افکار عمومی از پرونده اپستین منحرف شود. حتی برخی تحلیلگران و چهرههای سیاسی، همزمانی تحولات پرونده اپستین با جنگ ایران را مورد توجه قرار دادهاند. با این حال، شواهد مستقیمی که ثابت کند ترامپ جنگ را با هدف سرپوش گذاشتن بر پرونده اپستین ادامه داده است، در منابعی که بررسی کردم وجود ندارد.
بنابراین اگر این موضوع در یک مقاله سیاسی مطرح شود، دقیقتر است گفته شود:
«منتقدان ترامپ این احتمال را مطرح کردهاند که جنگ ایران به کاهش توجه افکار عمومی به پرونده اپستین کمک کرده است؛ اما ارتباط علّی میان تصمیمات جنگی ترامپ و هدف سرپوش گذاشتن بر پرونده اپستین اثبات نشده است.»
این تفاوت میان «همزمانی» و «علت» بسیار مهم است.
پیام پزشکیان به آمریکا چه بود؟
سخنرانی پزشکیان را میتوان حامل سه پیام اصلی دانست:
نخست؛ ایران تسلیم تهدید نمیشود
او در برابر تهدیدهای آمریکا اعلام کرد که فشار بیشتر الزاماً به تسلیم ایران منجر نخواهد شد.
دوم؛ ایران مذاکره را رد نمیکند
پزشکیان همزمان گفت ایران از مذاکره فرار نمیکند و دست خود را برای تعامل با جهان دراز میکند؛ اما این مذاکره باید بر مبنای احترام و برابری باشد.
سوم؛ ایران میخواهد روایت خود را خودش بیان کند
نمایش تصاویر قربانیان جنگ در سازمان ملل اقدامی نمادین بود: ایران نمیخواست روایت جنگ فقط از زبان واشنگتن یا تلآویو بیان شود.
ایران قدرتمند یعنی ایران صاحب انتخاب
شاید مهمترین بخش پیام سخنرانی پزشکیان همین باشد:
قدرت واقعی یک کشور فقط در توان جنگیدن نیست؛ در توانایی انتخاب میان جنگ و صلح نیز هست.
کشوری که فقط توان جنگ داشته باشد، قدرتمند نیست؛ کشوری قدرتمند است که بتواند از خود دفاع کند، اما همزمان بتواند مذاکره کند، منافع ملی خود را تشخیص دهد و درباره آینده خود تصمیم بگیرد.
از این منظر، جمله «از جنگ نمیترسیم و از مذاکره هم نمیگریزیم» را میتوان خلاصه پیام پزشکیان دانست.
سخن آخر
پزشکیان در نیویورک تلاش کرد تصویر ایران را از کشوری که صرفاً تحت فشار قرار گرفته، به کشوری تغییر دهد که خود را صاحب اراده، روایت و حق دفاع از خویش میداند.
در همان شهری که رئیسجمهور آمریکا یک روز قبل از «نابودی» ایران سخن گفته بود، رئیسجمهور ایران از مقاومت، مذاکره و عدم تسلیم سخن گفت.
این تقابل را میتوان چنین خلاصه کرد:
واشنگتن از زبان قدرت سخن میگوید؛ تهران میکوشد نشان دهد که قدرت فقط در اختیار واشنگتن نیست.
و پیام اصلی برای افکار عمومی جهان چنین است:
ایران کشوری نیست که آیندهاش را دیگران برایش تعیین کنند. ایران قدرتمند، ایرانی است که سرنوشت خود را با اراده مردم و بر اساس منافع ملی خود تعیین میکند؛ نه با تهدید خارجی و نه با فشار قدرتهای بزرگ.




