اگر خدا قبول کند. خدمتکار مردم هستم
استاندار که مهندس پورشریفی را از طریق معرفی یکی از دوستانش، به شهرداری منصوب کرده بود، یک بار که گذرش به جلفا افتاد، در شهرداری جلفا جوانی به استقبالش آمد و کمی دربارهی وضعیت موجود شهر و فعالیتهای انجام شده توضیح داد. استاندار با صبوری گوش کرد. از اینکه میدید شهردار انقلاب در این مدت کم، فعالیت قابل ملاحظهای داشته است، خوشحال شد و لازم دید که از او قدردانی کند. این بود که از جوان خواست تا او را نزد شهردار ببرد. جوان لختی بهت زده به استاندار نگریست و بعد با خندهای محجوبانه گفت که خودش شهردار است.
25 مرداد 1401 148 بازدید دیدگاهها برای اگر خدا قبول کند. خدمتکار مردم هستم! بسته هستند