خانم دکتر مریم دلیلی نویسنده و مدرمسئول موسسه فرهنگی وهنری دلیلی و عضو افتخاری هیات تحریریه پایگاه خبری جوان قردا

ما اغلب میپنداریم ادبیات، تنها در سکوتِ کتابخانهها، میانِ صفحاتِ لمسنشده و زیرِ سایهیِ قفسههایِ گردوغبار استراحت میکند. اما حقیقت، بسیار شورانگیزتر از اینهاست؛ ادبیات، همان متنِ پنهانِ زیستن است که در تاروپودِ شهر، بر پوستهیِ دیوارها، در ویترینِ مغازهها و در میانِ همهمهیِ عابرها، مدام در حالِ بازنویسی است.
نگاهِ هنری، تنها در واژهنامهها رخ نمیدهد، بلکه در نثرِ خیابان و ادبیاتِ اشیاء نمایان می شود . آیا تا به حال به تلاقیِ رنگِ پوسته یِ یک مغازهیِ قدیمی و سایهیِ لرزانِ یک درخت خیره شدهاید؟ آن تضادِ میانِ صلابتِ سنگ و رقصِ نور، جملهای است باشکوه که هیچ نویسندهای را یارایِ نوشتنِ آن نیست. یا آن دیوارِ ترکخورده در گوشهیِ یک کوچهیِ بنبست که همچون نثری منثور، داستانِ سالیانِ سپریشده و بارانهایِ بیشمار را روایت میکند.
شهر، یک کتابِ باز است. هر ویترین، نماییِ از اشتیاق، نیاز و شکستهایِ انسانی است. چیدمانِ اشیاء در یک مغازهیِ کوچک، استعارهای بصری از فراغت یا بحران است. ردِ پاهایِ خیس بر پیادهرو، خطوطِ کجومستِ آسمان در میانِ تودهیِ ساختمانها و برخوردِ صدایِ بازار با سکوتِ ناگهانیِ یک بنبست، همگی وزنآهنگهایی هستند برای یک شعرِ بینام.
ادبیاتِ واقعی در همین لحظاتِ گذرا نهفته است؛ در همان مکثِ کوتاهی که یک غریبه، زیرِ باران، با لبخندی گذرا، یک نقطهیِ عطفِ روایی را در مسیرِ خود رقم میزند. ما در شهر، نه تنها میانِ کلمات، بلکه میانِ کالبدهایِ زنده و بیجان در حالِ خواندن هستیم. دیوارها، با لایههایِ رنگ و پوسیدگیِ خود، صفحاتِ این کتابِ شهریاند و ما، خوانندگانِ همیشگیِ این متنِ بیکران.
بیایید نگاهمان را دگرگون کنیم. از یک مشاهدهگرِ معمولی به یک خوانندهیِ هنرمند بدل شویم. از این پس، وقتی در میانِ شلوغیِ شهر قدم میزنیم، به دنبالِ واژهها نگردیم؛ به دنبالِ معنایِ جاری در بافتِ سنگها، در ویترینها و در رقصِ سایهها باشیم. چرا که شهر، هر لحظه در حالِ خلقِ یک داستانِ نو است و ما، تنها با یک نگاهِ عمیق، میتوانیم این شعرِ بیصدا را معنا کنیم.
نویسنده: مریم دلیلی





