تروریسم اقتصادی؛ جنگی علیه ملت ایران که میتواند به فرصت قدرتسازی تبدیل شود
نویسنده :رحیم اصیل میابی
یادداشت تحلیلی ـ فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران وارد مرحلهای تازه شده است؛ اما تجربه تقابلهای گذشته نشان میدهد فشار خارجی الزاماً به تسلیم یک ملت منجر نمیشود. اگر وحدت ملی، مدیریت اقتصادی و حمایت از تولید در کنار یکدیگر قرار گیرند، جنگ اقتصادی میتواند به نقطه آغاز مرحلهای تازه از خوداتکایی و قدرت اقتصادی ایران تبدیل شود.
جنگها در جهان امروز دیگر تنها در میدانهای نظامی اتفاق نمیافتند. تحریم، محاصره مالی، محدودیتهای بانکی و جلوگیری از دسترسی کشورها به منابع و فناوری نیز میتواند بخشی از یک جنگ گسترده برای تغییر رفتار سیاسی یک کشور باشد.
از این منظر، آنچه طی دهههای گذشته بر اقتصاد ایران تحمیل شده، در نگاه جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک اختلاف سیاسی میان تهران و واشنگتن نیست؛ بلکه نوعی فشار مستقیم بر جامعه ایران است. هنگامی که آثار تحریم از سطح دولتها عبور میکند و به زندگی مردم، تولیدکنندگان، بیماران و خانوادهها میرسد، مفهوم «جنگ اقتصادی» معنای جدیتری پیدا میکند.
تروریسم اقتصادی؛ وقتی تحریم به زندگی مردم میرسد
تحریم اقتصادی زمانی بیشترین اثر خود را نشان میدهد که هزینه آن مستقیماً متوجه مردم شود. دشواری نقلوانتقال پول، محدودیت دسترسی به برخی تجهیزات پزشکی، افزایش هزینه تجارت و ایجاد موانع برای واردات کالاهای ضروری، بخشی از پیامدهایی است که اقتصاد ایران در سالهای تحریم با آنها روبهرو بوده است.
در این چارچوب، میتوان از اصطلاح «تروریسم اقتصادی» برای توصیف سیاستهایی استفاده کرد که آثار فشار اقتصادی آنها به زندگی روزمره مردم منتقل میشود.
نمونه روشن آن، مسئله دارو است. بیماری که با نسخه پزشک برای تهیه داروی مورد نیاز خود با مشکل مواجه میشود، تحریم را نه به عنوان یک مفهوم سیاسی، بلکه به عنوان یک واقعیت روزمره لمس میکند. همین نقطه است که اختلاف میان دولتها، تبدیل به مسئلهای انسانی میشود.
از میدان نظامی تا میدان اقتصاد
در روایت رسمی ایران از رویاروییهای اخیر، آمریکا و متحدانش در دستیابی به اهداف مورد نظر خود در تقابل نظامی ناکام ماندهاند و پس از آن، فشار اقتصادی به عنوان یکی از ابزارهای اصلی ادامه رویارویی مورد توجه قرار گرفته است.
جنگ ۱۲ روزه که در ادبیات سیاسی ایران از آن با عنوان «جنگ رمضان» نیز یاد شده، و همچنین تحولات مربوط به هرمز، در روایت تهران به عنوان نمونههایی از ایستادگی ایران در برابر فشار نظامی مطرح میشوند.
فارغ از اختلاف روایتها درباره جزئیات این رویاروییها، یک واقعیت قابل تأمل وجود دارد: فشار خارجی علیه ایران طی دهههای گذشته نتوانسته است این کشور را از عرصه سیاسی منطقه و جهان حذف کند.
اکنون میدان اصلی تقابل میتواند اقتصاد باشد؛ میدانی که در آن هدف، بیش از آنکه تصرف سرزمین باشد، فرسایش توان اقتصادی و اجتماعی یک کشور است.
سرمایهای به نام وحدت ملی
تجربه تاریخی ایران نشان داده است که در شرایط بحران، وحدت اجتماعی میتواند به یکی از مهمترین عوامل افزایش قدرت ملی تبدیل شود.
در روایت رسمی جمهوری اسلامی، ملت ایران در برابر فشار نظامی با حفظ انسجام، حمایت از نیروهای مسلح و همراهی با مسئولان توانست از مرحله دشوار تقابل عبور کند. همین سرمایه اجتماعی اکنون میتواند در عرصه اقتصادی نیز نقشآفرین باشد.
البته وحدت ملی به معنای نادیده گرفتن مشکلات اقتصادی نیست. برعکس، وحدت زمانی پایدار میماند که مردم آثار مدیریت صحیح را در زندگی خود ببینند.
کاهش فشار معیشتی، مبارزه با فساد، شفافیت اقتصادی، حمایت از تولید، مقابله با رانت و ایجاد فرصت برای جوانان و کارآفرینان، بخشی از الزامات پیروزی در این میدان است.
جنگ اقتصادی با شعار پیروز نمیشود
اگرچه مقاومت اقتصادی ضروری است، اما مقاومت به تنهایی کافی نیست. اقتصاد قدرتمند به سیاستگذاری دقیق، مدیریت کارآمد و تصمیمهای مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی نیاز دارد.
ایران برای عبور از فشار تحریم باید همزمان چند مسیر را دنبال کند: توسعه تولید داخلی، افزایش صادرات، تنوعبخشی به شرکای تجاری، تقویت روابط اقتصادی با کشورهای مختلف، حمایت از بخش خصوصی، استفاده از ظرفیت شرکتهای دانشبنیان و کاهش آسیبپذیری اقتصاد در برابر تحریمهای خارجی.
در کنار این اقدامات، مبارزه با ناکارآمدی و فساد اهمیت ویژهای دارد. نمیتوان تمام مشکلات اقتصادی را به تحریم نسبت داد؛ همانطور که نمیتوان نقش تحریم را در مشکلات اقتصادی نادیده گرفت.
پیروزی واقعی زمانی حاصل میشود که کشور هم در برابر فشار خارجی مقاومت کند و هم ضعفهای داخلی خود را اصلاح نماید.
شکست فشار اقتصادی؛ از مقاومت تا پیشرفت
یکی از مهمترین اشتباهات قدرتهای بزرگ این است که گاهی تصور میکنند افزایش فشار اقتصادی الزاماً به فروپاشی اراده سیاسی یک ملت منجر خواهد شد.
تجربه ایران نشان داده است که چنین رابطهای همیشه قطعی نیست.
فشار خارجی میتواند هزینه ایجاد کند، اما همزمان میتواند انگیزهای برای توسعه ظرفیتهای داخلی، گسترش روابط اقتصادی با جهان، تقویت فناوری بومی و کاهش وابستگیهای آسیبپذیر نیز ایجاد کند.
این همان نقطهای است که تهدید میتواند به فرصت تبدیل شود.
اگر اقتصاد ایران بتواند از مرحله «اقتصاد تحت فشار» به مرحله «اقتصاد مقاوم، متنوع و مولد» عبور کند، تحریمها نهتنها هدف خود را محقق نکردهاند، بلکه میتوانند به عاملی برای بازسازی ساختارهای اقتصادی تبدیل شوند.
امید؛ مهمترین سلاح در جنگ اقتصادی
جنگ اقتصادی بیش از هر چیز تلاش میکند امید مردم به آینده را هدف قرار دهد.
جامعهای که تصور کند هیچ راهی برای عبور از مشکلات وجود ندارد، پیش از آنکه در میدان اقتصادی شکست بخورد، از نظر روانی شکست خورده است.
اما جامعهای که مشکلات را میبیند، ضعفها را میپذیرد، برای اصلاح آنها برنامه دارد و در عین حال به تواناییهای خود اعتماد میکند، ظرفیت عبور از بحران را دارد.
ملت ایران در دهههای گذشته دورههای دشواری را پشت سر گذاشته است. امروز نیز میتوان با تکیه بر همان تجربه، اما با استفاده از روشهای جدید اقتصادی و مدیریتی، از مرحله دیگری عبور کرد.
ایران میتواند این جنگ را نیز به فرصت تبدیل کند
فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران، در نگاه تهران، ادامه همان تقابل گستردهای است که طی دهههای گذشته در قالبهای مختلف ادامه داشته است. اما نتیجه این تقابل از پیش نوشته نشده است.
اگر وحدت ملی با مدیریت کارآمد، اقتصاد مولد، مبارزه با فساد، حمایت از تولید و حفظ امید اجتماعی همراه شود، ایران میتواند فشار اقتصادی را به فرصتی برای بازسازی و قدرتمندتر شدن تبدیل کند.
پیام اصلی این مرحله روشن است:
ملت ایران برای شکست فشار اقتصادی، بیش از هر چیز به انسجام داخلی، اعتماد به توان ملی و اقتصادی نیاز دارد که بتواند روی پای خود بایستد.
و در نهایت، هیمنه قدرتهای بزرگ زمانی شکسته میشود که یک ملت باور کند آینده خود را میتواند با دستهای خود بسازد.
ایران میتواند از جنگ اقتصادی نیز عبور کند؛ با وحدت، امید، عقلانیت و ساختن اقتصادی که فشار خارجی نتواند اراده مردم آن را درهم بشکند.
