جوان فردا | پایگاه خبری تحلیلی
  • ایران و جهان
  • استان
  • شهرستان مرند
  • جامعه
  • فرهنگ و هنر
  • اقتصادی
  • سیاست
  • ورزش
جوان فردا | پایگاه خبری تحلیلی
  • ایران و جهان
  • استان
  • شهرستان مرند
  • جامعه
  • فرهنگ و هنر
  • اقتصادی
  • سیاست
  • ورزش
سپیده هنوز ، شب را به تمامی پس نزده

عطر نان

این چرخه، هر روز تکرار می‌شود،اما تکرار به معنای شباهت نیست. هر صبح، خیابان همان خیابان است و درعین‌حال، نخستین‌باراست که متولد می‌شود،زیرا هر روز، آدمی دیگر، نوری دیگر و عطرِ نانی دیگر، روایتی تازه در جان پنهان شهر می نشاند. داستانی که شاید در هیچ کتابی نوشته نشود، اما همواره در رگ‌های شهر جاری است
شهریور 7, 1405
41 بازدیدها
چاپ
0 دیدگاه ها

عطر نان

نویسنده : دکتر مریم دلیلی
سپیده هنوز ، شب را به تمامی پس نزده که کلاغی بر شاخسارِ سبزِ درختی، با آوایی خش‌دار، آغازِ جهان را بشارت می‌دهد. خش‌خشِ جاروی رفتگر بر تنِ سنگی خیابان می‌پیچد، گویی او با هرکشش، واپسین غبارتاریکی را از رگهای خیابان بیرون میکشد تا صحنه را برای حضورِ طلوع صیقل دهد.خیابان هنوز در آغوش نیمه‌خوابی عمیق است که صدای کرکره‌ی نانوایی، چون خمیازه‌ای بلند ، از ژرفای رویا برمی‌خیزد. بوی نانِ تازه، گرم و شیرین، از شکافِ در چون نفسی گرم بیرون می‌خزد و در هوای خنکِ سحرگاه می‌پیچد، عطری آمیخته به خمیروآتش که پیش‌درآمدِ صبح است و آدمی را به ضیافت روز فرا می‌خواند.
پرتوهای خورشید، آرام ونرم سرازیر میشوندو آسفالت را نوازش می‌کنند تا پرده از چشم‌های شهر برگیرند. مغازه‌ها یکی‌یکی پلک می‌گشایند، سبزی‌فروش، دسته‌های ریحان و نعنا را با انگشتانِ خیس مرتب می‌کند و عطرِ تندِ سبزی در تنفسِ خیابان جاری می‌شود. ظهر که می‌رسد، سایه‌ها کوتاه شده به پای درختان پناه می‌برند. در قهوه‌خانه، مردی پشت به هیاهوی جهان ، با استکانِ چایش خلوت کرده و رازهای ناگفته‌اش را به بخارِلرزان چای می‌سپارد. تیک‌تاکِ مداومِ قیچیِ آرایشگر، ضربانِ قلبِ خیابان است،ساعتی که بی‌وقفه بر پیکر زمان می‌کوبد. عصر، خیابان دوباره جان تازه می‌گیرد. سایه‌ها قد می‌کشند و راه می‌افتند. باد، ملحفه‌های شسته بر بندها را در آغوش می‌گیرد و خیابان برای لحظه‌ای به کشتی‌ای می ماند که بادبان‌هایش را به سوی افقی دوردست گشوده است. کودکی توپش را به سمتی می‌غلتاند و گربه‌ای، بی‌آنکه سر برگرداند، از فرازِ دیوار به مقصدی ناپیدا می‌گریزد. ناگاه، بوی خاک بلند می‌شود، تمامِ خیابان، عطرِ باران می‌گیرد. چراغ‌ها با ملایمتی نجیب روشن می‌شوند. پشت هر پنجره، روزی در حالِ جمع شدن است و شامی بر میز، و سرانجام چراغی که خاموش می‌شود و سایه‌ای که از کنار پرده‌ای می‌گذرد. گویی پنجره‌ها، چشم‌های شهرند که هرکدام رو به زندگی‌ای گشوده شده‌اند. خیابان رازِ این خانه‌ها را نمی‌داند، اما نشانه‌هایشان را خوب می‌شناسد.
نیمه‌شب، ماه با چهره‌ای نقره‌فام بر فرازِ شهر می‌ایستد. صدای دور و مبهمِ ماشینی در دل تاریکی می‌گذرد و ردِ نورِ چراغ‌هایش، چون رگه‌هایی روشن بر دیوارها می‌لغزد و ناپدید می‌شود. ماشین‌های پارک‌شده در تاریکی، گویی نگهبانانی به خواب‌رفته‌اند، خیابان در این سکوتِ پرتپش، در حالِ آرمیدن و نفس کشیدن است. سکوتِ شب، از صدا تهی نیست، صداهادورتر و کمرنگ‌تر شده‌اند. شهر، به‌جای سخن گفتن، زیرِ لب فکر می‌کند و آرام و صبور، در انتظارِ تکانه‌ای می ماند که از نانوایی برخواهد خاست. سرانجام، سپیده‌دم ، پیش از آنکه جهان پلک بگشاید، بوی نان از شکافِ در به خیابان می‌تراود. کرکره با صدایی خشک بالا می‌رود و خیابان، پس از شبی کوتاه، به روی صبح لبخند می‌زند.
این چرخه، هر روز تکرار می‌شود،اما تکرار به معنای شباهت نیست. هر صبح، خیابان همان خیابان است و درعین‌حال، نخستین‌باراست که متولد می‌شود،زیرا هر روز، آدمی دیگر، نوری دیگر و عطرِ نانی دیگر، روایتی تازه در جان پنهان شهر می نشاند. داستانی که شاید در هیچ کتابی نوشته نشود، اما همواره در رگ‌های شهر جاری است.
و ادبیات ،آن واسطه ای ست که هرگز اجازه نمیدهد شهر و جزئیاتش در غبار روز مرگی گم شود، بلکه تکرار ساده زندگی را به شکوه یک معنای ماندگار پیوند میزند.تنها ادبیات است که میتواند سکوت پنجره هارا بشکند ،راز سایه ها را ترجمه کند و خیابان را آن گونه که هست به ابدیت بسپارد.
مریم دلیلی
مرداد۱۴۰۵

اخبار مرتبط

محمود عمرانی نویسنده و دبیر بازنشسته و طنز پرداز با آثار گرانبها در...
مریم صفائی‌نژاد؛ زنی که از فراز و نشیب‌های زندگی، کلمه ساخت
عطر نان
عواقب اطاله دریافت پروانه ساختمان؛ چرایی گرایش به ساخت و سازهای غیرمجاز
«وقتی قلم می‌نویسد، بعضی میزها می‌لرزند!»
«آینه را متهم نکنید!»/ رسانه مستقل، دشمن مسئول نیست؛ آینه‌ای است مقابل مسئولیت.
مشکل از آینه نیست؛ بعضی‌ها با دیدن حقیقت، دنبال چکش می‌گردند!
«آینه را شکستند؛ خیال کردند چهره‌شان درست می‌شود!»

آخرین اخبار ایران

محمود عمرانی نویسنده و دبیر بازنشسته و طنز پرداز با آثار گرانبها در...
مریم صفائی‌نژاد؛ زنی که از فراز و نشیب‌های زندگی، کلمه ساخت
عطر نان
عواقب اطاله دریافت پروانه ساختمان؛ چرایی گرایش به ساخت و سازهای غیرمجاز
«وقتی قلم می‌نویسد، بعضی میزها می‌لرزند!»
«آینه را متهم نکنید!»/ رسانه مستقل، دشمن مسئول نیست؛ آینه‌ای است مقابل مسئولیت.
مشکل از آینه نیست؛ بعضی‌ها با دیدن حقیقت، دنبال چکش می‌گردند!
«آینه را شکستند؛ خیال کردند چهره‌شان درست می‌شود!»
استاندار آذربایجان شرقی در دیدار با هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی تبریز: 🔹بر حمایت...
استاندار آذربایجان شرقی وارد شهرستان هشترود شد
یکی از پروژه های هفته دولت راه روستای عریان تپه بود
دستگیری سارقان حرفه‌ای اماکن خصوصی با ۱۲ فقره سرقت در “مرند “

خبر ورزشی

محمود عمرانی نویسنده و دبیر بازنشسته و طنز پرداز با آثار گرانبها در مجله گل آقا

مریم صفائی‌نژاد؛ زنی که از فراز و نشیب‌های زندگی، کلمه ساخت

عطر نان

عواقب اطاله دریافت پروانه ساختمان؛ چرایی گرایش به ساخت و سازهای غیرمجاز

«وقتی قلم می‌نویسد، بعضی میزها می‌لرزند!»

تمام حقوق مادی و معنوی!