شاید به همین دلیل است که قلم مریم صفائینژاد، تنها از تخیل نمینویسد؛ از زندگی مینویسد
مریم صفائینژاد؛ زنی که از فراز و نشیبهای زندگی، کلمه ساخت
سال ۱۳۹۷ نقطه بازگشت بود؛ سالی که دوباره قلم را به دست گرفت و این بار، پشت واژههایش سالها تجربه، رنج، شادی، امید و فراز و نشیب زندگی ایستاده بود. کتاب «باغ آرزوها» حاصل بخشی از این مسیر است و کتاب دیگری از دلنوشتههای او نیز در دست چاپ قرار دارد. در کنار این آثار، داستانی نیز در دست نگارش دارد.
شاید آنچه شما را ناراحت کرده، قلم نیست؛
«وقتی قلم مینویسد، بعضی میزها میلرزند!»
عجیب است؛ تا زمانی که رسانه از افتتاحها بنویسد، عکسهای لبخند را منتشر کند، روبانها را زیبا نشان دهد و از هر سخنرانی چند جمله تعریفآمیز انتخاب کند، همه چیز خوب است. رسانه میشود «همراه»، «دلسوز» و حتی «مورد احترام». اما کافی است همان رسانه، یکبار از درد مردم بنویسد؛ از وعدهای که فراموش شده، کاری که نیمهتمام مانده، حقی که نادیده گرفته شده یا مسئولی که پاسخگویی را با سکوت اشتباه گرفته است. ناگهان همان رسانه میشود «مشکلساز»!
«بعضیها با دیدن حقیقت، به جای اصلاح خود، دنبال شکستن آینه میگردند!»
«آینه را متهم نکنید!»/ رسانه مستقل، دشمن مسئول نیست؛ آینهای است مقابل مسئولیت.
شاید وقت آن رسیده باشد که به جای شکستن آینه، چهره را اصلاح کنید. آنهایی که از رسانه مردمی ناراحت میشوند، بهتر است پیش از متهم کردن قلم، از خود بپرسند: «کدام حقیقت نوشته شد که اینقدر تلخ بود؟» چرا که حقیقت ممکن است ناراحتکننده باشد،
رسانه مستقل، دشمن مسئول نیست
مشکل از آینه نیست؛ بعضیها با دیدن حقیقت، دنبال چکش میگردند!
مردم از آینه خوششان میآمد. اگر گردی بر لباسشان بود، پاکش میکردند و اگر لکهای بر چهرهشان میدیدند، دنبال راهی برای اصلاح آن میگشتند. اما برخی از بزرگان شهر، از این آینه دل خوشی نداشتند. هر بار که مقابلش میایستادند، چیزی میدیدند که دوست نداشتند دیگران ببینند؛ وعدهای فراموششده، کاری نیمهتمام، حرفی که با عملشان فاصله داشت و گاهی لکهای که سالها با پردهپوشی پنهانش کرده بودند.
«اگر باز هم بشکنند چه؟»
«آینه را شکستند؛ خیال کردند چهرهشان درست میشود!»
«اگر آینه را بشکنید، لکههایتان پاک نمیشود؛ فقط دیگر کسی آنها را نمیبیند.» صاحبان قدرت اما طاقت شنیدن حقیقت نداشتند. دستور دادند آینه را پایین بیاورند. فردای آن روز، میدان شهر بدون آینه بود؛ اما گرد و غبارها همچنان روی لباسها بود، لکهها همچنان روی صورتها و حقیقت همچنان همان حقیقت. چند روز بعد، مردم آینه دیگری آوردند و این بار آن را در دل خانههایشان گذاشتند. یکی پرسید:
شورای گفتگوی دولت وبخش خصوصی
استاندار آذربایجان شرقی در دیدار با هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی تبریز: 🔹بر حمایت بیوقفه از بخش تولید متعهدیم
سرمست ؛الحمدلله تلاشهای شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی در رفع موانع بخش تولید در سالهای گذشته تعیین کننده بود و سهم چشمگیری در رونق تولید و توسعه تجارت آذربایجان شرقی داشت و در سایه چنین تعامل سازنده، استان در ارزیابی های مربوط به حوزه اقتصادی و سرمایهگذاری حائز رتبههای برتر بوده است
سرمست وارد هشترود شد
استاندار آذربایجان شرقی وارد شهرستان هشترود شد
وی در بدو ورود به هشترود مورد استقبال جمعی از مردم، خانوادههای شهدا و مسئولان این شهر قرار گرف
جاده عریان تپه زیربار ترافیک رفت
یکی از پروژه های هفته دولت راه روستای عریان تپه بود
معاون استاندار و فرماندار شهرستان ویژه مرند در این مراسم ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان دولت، خدمترسانی صادقانه به مردم بهویژه در مناطق روستایی را از تکالیف اصلی دستگاههای اجرایی دانست و گفت: توسعه زیرساختهای روستایی تنها یک فعالیت عمرانی نیست، بلکه راهبردی کلیدی برای تثبیت جمعیت در روستاها و سدی در برابر مهاجرت بیرویه به شهرهاست.